<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>و اما خوزستان ...</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/</link>
<description>یادداشت های یک خبرنگار خوزستانی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 27 Oct 2009 20:04:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>500 تومان و دست بوسی پیرزن</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند روز پیش برای تهیه نان به نانوایی سر کوچه رفته بودم،صف نانوا شلوغ بود و مجبور شدم در صف خارج از نوبت که ۵ نان می دهند انتظار بکشم و منتظر بمانم تا نوبتم برسد. پیرزن مسکینی که از چشمانش می توانستی بفهمی بسیار نیازمند و دردمند است و حالت ساده ای دارد برای کمک دستش را به سوی این و آن دراز کرده بود، تا به زنی که در صف نانوا ایستاده بود رسید و آن زن ۵۰۰ تومان به پیرزن داد و پیرزن برای تشکر دست او را بوسید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آهی کشیدم و گفتم اینجا استان خوزستان است و من نفت دارم، گاز دارم، پتروشیمی و فولاد و آب و خاک و کشاورزی و دامداری و نخل و ثروت دارم، من جاده های ترانزیتی دارم و من اینگونه هم پیرزنی را سراغ دارم که برای ۵۰۰ تومان دست هر اهل و نااهلی را می بوسد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خدایا از تو می خواهم آرامم کنی و چشمانم را به این گونه مسائل آشنا نسازی دوست ندارم ثروت های کلان و جیب های پر را ببینم و در کنار آن هم مسکینانی را ببینم که سعی می کنند در خانه های تنگ و تاریک خود باشند و یواشکی برای حفظ آبرو گدایی کنند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 20:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از مهرهای آخرین صفحه شناسنامه تا150 هزار تومان برای زندگی بخشیدن و ...</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-189.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بعد از روی کار آمدن دولت نهم یعنی دولت حاج محمود تصمیمات زیادی برای رفاه مردم در نظر گرفته شده که برخی با شکست و برخی هم اصلا فراموش شدند و برخی هم آنطور که باید و شاید نظر مردم را جلب نکردند، البته برخی هم باعث رضایت مردم شد که نباید بی انصافی کرد و آنها را یادآور نشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱- پائین آمدن نرخ تورم: متاسفانه علیرغم بحث ها و گفتگوهای زیاد حتی در مناظره ها این طرح به سرانجام نرسید و علیرغم اینکه دستمزدهای ما نسبت به ۴ سال قبل شاید ۳ برابر هم شده باشد ولی هنوز نتوانسته ایم آن زندگی که مد نظر است را برای خود مهیا سازیم و همین روزنامه خودمان هنوز نتوانسته یک ماه بدون دغدغه حقوق و هزینه چاپخانه و تلفن و آب و برق و گاز و غذای بچه ها بماند خرج های جانبی را به راحتی تامین کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲- پائین آمدن نرخ بیکاری در استانها: متاسفانه برخی از استانها با وجود داشتن صنایع بزرگ و تولیدی و حتی پتانسیل هایی که می تواند بیش از نیمی از جمعیت یک کشور را صاحب شغل کند از بیکاری جوانانش رنج می برد، مثلا همین خوزستان خودمان می تواند با احیای بنادر، زمین های کشاورزی،نیشکر، نفت و پتروشیمی و حفاری و صنایع فولاد و ... بیش از نیمی از جمعیت کشور را شاغل کند، اگر بنادر ما همگی احیا شوند و رونق تجاری در آنها صورت گیرد بیش از دهها هزار نفر توان شاغل شدن در آنها را دارند، مثل تجارت، صیادی، تورهای گردشگری و...زمین های کشاورزیمان اگر ۸۰۰ هزار هکتار احیا شود چندین هزار نفر صاحب شغل می شوند، اگر نیشکر ما شکرهایش در انبار نماند، اگر چاههای نفت ما سروسامان گیرد، اگر پتروشیمی و حفاری و آب و خاک و ... ما سروسامان گیرد شاید بالای ۲ تا ۳ میلیون نفر صاحب شغل می شوند که اگر برای هر خانواده ۵ نفر را در نظر بگیریم ۱۵ میلیون به طور مستقیم صاحب شغل می شوند، قطعا با این اقدامات شغل های غیرمستقیمی هم بوجود می آید و آنجا هم می توان ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر دیگر هم تحت پوشش این موضوع قرار گیرند، شاید باورش سخت باشد ولی می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳-مسکن: از خودمان شروع کنم، خودم و دو برادرم اگر پدر و مادرم نبودند و خانه ای که با سالها زحمت تهیه کردند نبود شاید به سختی و شاید هم صاحب خانه نمی شدیم و اکنون آنها در هشتگرد کرج هستند و ما در اهواز و بماند مشکلاتی که در اوج جوانی ما ۳ برادر برایمان پیش آمد که به یاری خدا و اراده ای که داشتیم همه حل شدند.اما اکنون هر سایت و خبرگزاری را می نگرم و خبرهای آنها را مرور می کنم آخرش به این نتیجه می رسم که طرح مسکن مهر به نتیجه نرسیده و میلیونها نفری که در کشور ثبت نام کرده اند نتوانسته اند طعم شیرین این طرح را بچشند و هر سال دربه در این خانه و آن خانه و این صاحب خانه و آن صاحب خانه هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴- سهمیه بندی بنزین: در روزهای آغازین سهمیه بندی بنزین افراد بسیاری دست به اقداماتی زدند که باورکردنی نبود، مثل به آتش کشیدن خودروی خود و در اهواز اینگونه که شنیدیم راننده تاکسی خود را به دل کارون انداخت و چشمهایش را برای همیشه بست و خانواده ای را از داشتن پدر محروم کرد، در خوزستان سهمیه بندی بنزین با توجه به گرمایی که دارد و در نظر گرفته نشدن سهیمه ای ویژه برای استان بسیاری را با مشکل مواجه کرده است، هر چند که مردم به خرید آزاد بنزین آن هم لیتری ۴۰۰ تومان عادت کرده اند و از طرف دیگر هم جیب مردم شهر و استانم باید متحمل این موضوع شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵- آب آشامیدنی:چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است، من در این رابطه چیزی نمی نویسم فقط دوست دارم یک سری به آبادان، خرمشهر، مسجدسلیمان، هفتکل و اهواز و ... بزنید و از آب به اصطلاح آشامیدنی این شهرها نوش جان کنید تا ببینید من چه می گویم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۶- گرد و خاکها: نمی دانم اگر تهرانی وجود نداشت و گرد و خاک ها به خود زحمت نمی دادند و به آن شهر از عرش افتاده نمی رسیدند، آیا کسی می آمد در رسانه ها برای دلخوش کردن مردم حرفی بزند، این بماند که هنوز هیچ اقدامی برای رفع شدن این معضل صورت نگرفته است و چه ریه هایی که مشکلات فراوانی برای آنها بوجود نیامده و خرج های کلانی بر دوش خانواده نیانداخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما از بحث دور نشویم به نظر من این ۶ معضل و مشکل مهمترین مشکلات مردم استانم هستند و من مدیون مردمم هستم اگر نخواسته باشم آنها را گوشزد کنم زیرا رسانه ای هستم که مردمم انتظارات فراوانی از من دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پرداخت سهام عدالت توسط دولت نهم یکی از اقداماتی بود که بسیاری از مردم را دلشاد کرد و فکر می کنم دلشاد شدنشان بدلیل ضعف مالی آنها است که امیدوارم این طرح بتواند میزانی از ضعف مالی مردم کشورم را برطرف سازد، اما در این بین چیزی که بیش از همه مرا به تعجب وا داشت کپی از صفحه ها آخر شناسنامه یعنی صفحه ای که مهر انتخابات در آن درج شده است و تحویل آن به همراه مابقی مدارک بود، من در تمام انتخابات شرکت کرده ام حال درست تصمیم گرفته ام یا که خیر بماند ولی اینکه فردی بخواهد از صفحه آخر شناسنامه من کپی داشته باشد آن هم برای پرداخت سهام عدالت بسیار برایم تعجب آور است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;راستی قرار است تا ۲ ماه دیگر پسرم ابوالفضل که به نیت حضرت ابوالفضل(ع) نام او را ابوالفضل نهادیم به دنیا بیاید که امیدوارم بتوانم لطفی را که خدا شامل حالمان کرده به خوبی تربیت کنم و او برای من و همسرم مایه افتخار و سربلندی شود.اما وقتی وارد مطب های پزشکان متخصص می شوم چیزهایی را می بینم که تا وقت ها فکرم را به هم میزند، مردی به همراه دختر خردسالش و همسرش به پزشک متخصصی که ما مراجعه می کنیم آمده بودند و گویا زن این مرد بچه اش به هر دلیلی سقط شده بود و دکتر به او گفته بود برای اینکه جفت بچه را از بدنت خارج کنیم باید بستری شوی و ۱۵۰ هزار تومان هزینه این عمل می شود در غیر این صورت مشکلات زیادی برایت پیش می آید و یا نعمت دوباره مادر شدن را از دست می دهی و یا خدای نکرده جانت را و مرد هم سرش را پائین می اندازد و با شرمندگی می گوید ندارم و رفتند،ماند فکری آشوب برای من.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما در پایان این پست عریض و طویلم می خواهم از جانبازی برایتان بنویسم که فقط سر و گردنش کار می کند و مابقی بدنش در ۱۶ سالگی و بعد از ۴ ماه حضورش در جنگ فلج می شود، آقای احسان علیخانی مجری محبوب برنامه ماه عسل که امسال برنامه خوب و دلچسبی را بر روی آنتن بردی سری هم به خوزستان و اهواز ما بزن تا نشانت بدهیم که چه گوهرهایی داریم و کس نمی داند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 06:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=189</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>17 مرداد روز سکوت یا خفه شو!</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-188.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;۱۵ مرداد درگیر، ۱۶ مرداد تهمت، ۱۷ مرداد تحقیر این ۳ روز ماه جاری من است شاید هم تقصیر خودم باشد چون می خواهم مثل روزهای اول که وارد وادی خبرنگاری شدم هنوز گرم و پرحرارت باشم و بدنبال اخبار ناب و تازه و دست اول و بعضا هم حاشیه ای و جنجالی باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاید آن پیرمرد که پسرش رفته بالای دکل برق تا خودکشی کند گناهی نداشته باشد و من زیاد به پروپاش پیچیدم تا بتونم یه خبر ناب تو روزنامه چاپ کنم و همین سوال و جواب ها اون پیرمرد رو وادار کرد تا یقه منو بگیره و کاغذامو پاره کنه، روز ۱۶ مرداد مدیرمسئول یکی از روزنامه ها که از شانس بد به حرفهاش تو جلسه نرسیده بودم و نتونسته بودم اونا رو یادداشت کنم فرداش تماس می گیره و میگه خبرنگارتون رو به خدا واگذار می کنم و ازش نمی گذرم. روز ۱۷ مرداد هم قرار بر این بود که تمامی خبرنگارایی که بالای ۵ سال سابقه کار دارن رو بالای سن ببرند و هدایایی به اونا بدهند ولی خوب با توجه به مشکلی که پیش اومده بود بین خانه مطبوعات و شورای راهبردی مطبوعات که استانداری خوزستان بانی تاسیس و راه اندازی اون بوده هیچ کدامیک از همکاری نشریه ما بالا نرفت این در حالیه که فقط من ۱۰ سال سابقه کار در مطبوعات دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;راستی مسئول برگزاری امسال روز خبرنگار در استان ما یک سرهنگ بود، معاون سیاسی انتخاباتی استانداری خوزستان و در آن جلسه هم هیچ خبری از مدیران ارشاد استان نبود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 12:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=188</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اینجا خوزستان است، با مسئولینی که شاید کر باشند و شاید هم پوست کلفت!</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-187.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دلم از برخی تبعیض ها و ناعدالتی ها بدجور بدرد آمده، دلم از آدم هایی که قول می دهند و عمل نمی کنند بسیار خونین است، دلم از نامردمی هایی که با مردم استانم می شود بسیار خشمگین است و دلم از بی تفاوتی ها پژمرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اکنون نزدیک به ۱۰ سال است که از شغل برخی اوقات دردسرساز! و برخی اوقات مملکت ساز من می گذرد، یادش بخیر وقتی وارد عرصه مطبوعات شدم ۱۶ سالم بود درست سال ۷۹ اون موقع نه خاکی بود و نه خس خس سینه و نه بیماران ناشی از عوارض گرد و خاک.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اون موقع فقط می بایست یک رزمنده باقی مانده از جنگ را می دیدی که شیمیایی شده باشه و اینجور سرفه کنه، ولی الان یک سری به بخش های قلبی و عروقی بزنیم خاطرات افراد شیمیایی برامون زنده میشه، حتی این گرد و خاک ها چند نفر از هم استانی های ما را هم زیر خاک کرده و چند نفر رو هم بدجوری با بیماری هایی مواجه کرده که نسل در نسل خانواده شون از این بیماری ها نداشته بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما در این بین نقش مطبوعات و رسانه های خوزستان به جرات و با قاطعیت می گویم بسیار پررنگ در انعکاس اخبار و اتفاقات بوده و بسیار شاهد تیتر و عکس یک شدن این موضوع نامیمون بوده ام ولی متاسفانه هر چه خبرنگاران خوزستانی برای موضوع فوق بیشتر ممارست از خود نشان می دهند مسئولین خوزستان بی توجه و کم اهمیت تر می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از خوزستان عبور کنیم و به استانهایی برسیم که گرد و خاک جدیدا به آنها سرایت کرده، قم امروز تعطیل است، تهران جلسه فوق العاده برگزار می کند و تمامی خبرگزاری های رسمی و غیررسمی از هر ۸ خبر خود ۲ خبر را به گرد و خاک های تهران و استانهایی به غیر از خوزستان اختصاص داده اند، کارشناس های مختلف به مردم می گویند بیرون از خانه نیائید، پزشکان و متخصصان مختلف، استاندار و فرماندار و شهردار و ... و به طور کل بسیج شده اند که مبادا گرد و خاک بر روی پوست نرم و نازک از خوزستانی ها بهترون بنشینه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آهای مسئولین خوزستان این اولین گرد و خاک تهرانی ها و استانهایی است که خوزستان مظلوم همیشه و همه حال با نفت و دیگر منابع خودش آنها را سیراب کرده است و عکس العمل مسئولین آنها را دیدید، اما یک بار با خود بنشیند و کلاهتان را قاضی بگذارید مردم خوزستان چند بار خاک خورده اند و دیده اند و کلامی از روی اعتراض به شما نگفته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آخر گوش کری و پوست کلفتی تا به کی، آخر تبعیض تا به کی، آخر هیچ نگفتن و صدای مردمتان را به مسئولین کشوری نرساندند تا به کی، چه می خواهید کنید، مگر ما ولی نعمت شما نیستیم، مگر شما به واسطه ما این پست و سمت را بدست نیاوردید، مگر نه اینکه به هر دری زدید تا مردم به پای صندوق های رای بیایند و حضور حداکثری و میلیونی داشته باشند، مگر نه اینکه هر چه خواستید مردم نه نگفتند و مگر نه اینکه به واسطه مردم ایرانمان ایران شده است ادعای قدرت اول منطقه و جزء برترین های جهان را دارید، پس چرا اینقدر نسبت به آنها بی تفاوت هستید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اینجا خوزستان است ماسک فروشی کار هر روز کودکان کار شده است و پول خوبی هم بعد از سالها سختی بدست می آورند، اینجا اگر ماسک جنگ هم داشته باشی بی فایده است، اینجا اگر زن بارداری و یا مرد مسنی و یا بیمار قلبی و یا آسمی و یا من خبرنگار و تو هم استانیم به واسطه گرد و خاک ها بلایی سرمان آمد کک هیچ کس را نمی گزد و اینجا دلم بدجور تنگ است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آهای مسئولین استان خوزستان من به عنوان یک جوان ۲۶ ساله بدلیل اینکه ۴ سال از عمرم را خاک خوردم و چندین سال از عمرم را آب آشامیدنی غیر بهداشتی و شاید تمام عمرم را وعده های بی عمل از شما ناراضیم و هرگز بدلیل مطالبت خودم و خانواده ام شما را نمی بخشم، شاید مابقی هم استانی هایم شما را ببخشند ولی من می خواهم قد کشیدن فرزندانم را به گونه ای ببینم که تهرانی ها و اصفهانی ها و استانهای خوش آب و هوا می بینند، می خواهیم فرزندم سالم زندگی کند و با امکانات روز دنیا، نمی خواهم هر روز با امکاناتی سر کنند که ۱۰ سال پیش در آن استانها حتی بچه های ۵ ساله هم به طور کامل طرز استفاده کردن از آن را یاد گرفته بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;می خواهم زنده بمانم، آقای احمدی نژاد حرف آخرم با شماست، مسئولید و متولی و اگر به داد مردمم نرسید شما را هم نمی بخشم، شاید در این دنیا نتوانم حق مردمم را به این دلیل که رسانه ای در اختیار دارم بگیرم، هر چند که گلویمان پاره شده است از بس داد و فریاد کردیم، اما آن دنیا شما هستید و این چند میلیون انسانی که مطالبات به حقی از تو دارند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 06:04:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=187</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-187.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سکوتم از روی زخم هایم دلم بود</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-185.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند وقتی بود بدلیل برخی از مسائل و اتفاقاتی که تو کشورم رخ داده بود دوست نداشتم مطلبی بنویسم، شایدم وقتی صحنه های غیرقابل تحملی را در تلویزیون ایران و آن طرف آبها می دیدم به غیر از پائین انداختن سرم و حرص خوردن در دلم چیز دیگری را نمی توانستم انجام بدهم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تخریب اموال عمومی، آتش زدن مغازه ها و اموال مردم، کشته شدن عده ای زن و مرد و کتک کاری مفصلی که تهران را به مرز بحران کشانده بود و به حالت نیمه تعطیل درآورده بود و این موضوع سوژه داغی برای فرصت طلبان شده بود و صحنه هایی را به تصویر می کشاندند که هر کس نداند می گوید ایران ناامن ترین کشور دنیاست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اینکه در انتخابات دهم رای مردم جابجا شده است و یا تقلب را نمی توانم با جرات قبول و یا رد کنم زیرا اکنون که ۲۶ سال از عمرم می گذرد و در تمامی انتخاباتها شرکت کرده ام نتوانسته ام برای یک بار هم که شده شاهد شمارش آراء صندوق ها باشم و در غیر این صورت هر کس هر چه می گوید شاید قصد و غرضی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما حاصل این اتفاقات ناگوار؛ تخریب وجهه ایران بود و هر وقت من این تصاویر را می دیدم به غیر از اینکه ضرر موضوع فوق را متوجه مردم می دانستم چیز دیگری دستگیرم نمی شد،آری زن و مردهایی کشته شدند که داغشان را خانواده آنها باید تحمل کند، اموالی تخریب شد و به آتش کشیده شدند که مردم می بایست جبران کنند، تعطیلی هایی بوجود آمد که مردم را از کسب روزی محروم کردند، پدر و مادر می بایست هر روز بدنبال بچه هایی خود به مدرسه می رفتند تا مبادا فرزند دلبندشان در این میان آسیبی ببیند و باز هم وقت خانواده برای این موضوع گرفته می شد و میلیاردها تومانی که می بایست برای مداوای افراد زخمی و مجروح و ... می شد که باز هم مردم متوجه این موضوع بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;براستی مگر مردم کشورم در انقلاب اسلامی در دفاع مقدس و در بسیاری دیگر از چنین صحنه هایی خون نداده اند و یا هزینه نکرده اند و یا مگر داغ فرزند جگر گوشه خود را ندیده اند که باز هم باید بیایند و فرزند خود را کفن پوش ببینند، اینها درددلهای من است، اینها باعث شده بود سکوت کنم تا شاهد آرامش نسبی باشم و بعد حرفهایم را بزنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بگذریم، امروز ۲ هفته و اندی را از روز رای گیری پشت سر می گذاریم و تنها خاطره ای تلخ از ماجرای اتفاقات اخیر در ذهن من و میلیونها ایرانی در جای جای کشور نقش بسته است، امروز هر کس به یاد آن اتفاقات می افتاد از ندا آقا سلطان صحبت می کند و از مردی که زیر دست و پای عده ای به شدت کتک می خورد و یا از آن زن تهرانی که علیرغم نامحرم بودنش نگذاشته بود مرد زیر دست و پای برخی جان دهد، البته وقتی خونی ریخته شود و عده ای هم شاهدش باشند کنترل کردن آنها بسیار سخت و دشوار است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امروز دوست دارم مردم کشورم متحد باشند، نمی گویم متحدی آنها به نحوی باشد که دنبال مطالبات خود نباشند، اما برای دریافت مطالبات خود راهی هست و قانونی وجود دارد، حتی به نظر من خانواده آقا سلطان و ... که عزیزان خود را از دست داده اند می بایست به شدت پیگیر افراد جنایتکار باشند تا آن افراد به سزای عمل خود برسند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما خواهشی که از مردم کشورم دارم آن است که نگذارند افراد بیگانه ای که فقط قصد سرنگونی کشور من و تو را دارند به جمع هایشان راه پیدا کنند، ما دوست نداریم کشورمان عراق و یا افغانستان شود، ما دوست نداریم ناموس کشورمان بدست اجنبیان بیفتاد، ما دوست نداریم اقتصاد و خاکمان به دست افرادی بیفتاد که هیچ وقت و هیچ گاه از تاریخ دو هزار و چند صد ساله ی کشورمان حتی لحظه ای دلسوزمان نبودند و چشم طمع به این خاک داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حرفهایم زیاد است، اما هر آغازی پایانی دارد زنده باد ایرانی و ایران و این خاکی که مردان و زنان غیور را در خود پرورش می دهد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 07:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=185</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-185.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با یازهرا گفتن برگ رای خود را به صندوق انداختم</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;امروز ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۸ است، روزی که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در کشورم ایران برگزار می شود. چند روزی خیلی متفکرانه به این فکر کردم که کدامیک از کاندیداها می تواند اصلح ترین و بهترین و بدون جنجال به کار بپردازد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آری دو جناحی شدن انتخابات یعنی اینکه استقلالی هستی یا پرسپولیسی را به هیچ وجه قبول ندارم زیرا یک تیم مثل ذوب آهن بوجود می آید و یقه تیم های بزرگ را می گیرد و استقلال و پرسپولیس را خون به دل می کند و به لطف شکست ذوب آهن یکی از آن دو تیم محبوب و مطرح را قهرمان کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;متاسفانه روند تبلیغات و انتخابات به این گونه گذشت و حامیان این دو کاندید یعنی محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی به خیابانها می ریختند و علیه یکدیگر هم شعار می دادند و برخی اوقات با یکدیگر درگیر می شدند، اما تمامی این اتفاقات را نباید به فال بد گرفت زیرا این دو کاندید باعث می شوند که حضور مردم در صحنه پرشورتر دنبال شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما ذکر این نکته ضروری است، احتمال رئیس جمهور شدن هر کدامیک از این دو کاندید می رود، ولی مشکل بزرگی سر راه این دو فرد برای اداره کشور وجود دارد ابتدا آنکه هر کدام رئیس جمهور شد می بایست حاشیه های قبل از رئیس جمهور شدنش را آرام کند، محمود احمدی نژاد می بایست با خانواده رفسنحانی و ناطق نوری و ... که به قولی در مناظره هایش دست به افشاگری علیه آنها زده است درگیر شود و به مردم حرف هایی که زده را اثبات کند که این موضوع نیاز به یک پروسه زمان بر و نفس گیر دارد که اگر این اقدام انجام نشود مردم به حرف های محمود احمدی نژاد شک می کنند و او را امین خود نمی دانند و همچنین میرحسین موسوی اگر رئیس جمهور شد می بایست به این حاشیه خاتمه دهد و باز هم با چنین مشکلی مواجه می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی دیگر از مشکلاتی که هر ۴ کاندید دارند این است که بعد از رئیس جمهور شدن هر کدام یک از کاندیداها بعد از مدتی انتخابات مجلس اتفاق می افتاد و احتمالا هر جناحی که شکست خورده باشد با قدرت تمام وارد عرصه می شوند و مجلس و اداره آن را در دست می گیرند، آن وقت مشکلات رئیس جمهور با مجلس بسیار زیاد می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بگذریم من از هر ۴ کاندید یک نفر را دیدم که به آینده پرداخت و گفت می خواهم چه کنم و نگفت که چه نکرده اند و چرا نکرده اند و به حاشیه ها نرفت، از این رو ابتدای صبح به پای صندوق رای رفتم و با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم، صلوات و خدایا به امید خودت و یا زهرا گفتن و نگاهی به آسمان رای خود را به صندوق انداختم و محسن رضایی را به عنوان کاندید موفق در برگ رایم نوشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;می دانم اینکه محسن رضایی رئیس جمهور شود یکی از سخت ترین و شاید هم از درصد های کم و احتمال بسیار پائین باشد، اما من برای خودم فردی مستقل و دارای فکر هستم و امیدوارم که این فرد که هم در به ثمر رسیدن انقلاب و هم در ۸ سال دفاع مقدس نقش موثری داشته است رای خوب و قابل توجه ای را کسب کند. الهی آمین&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Jun 2009 07:35:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من به محسن رضایی رای می دهم</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>امروز از یکی از همکارانم شنیده ام که نام مرا در لیستی گذاشته اند و به جای من هم امضاء کرده اند و از دکتر احمدی نژاد اعلام حمایت کرده اند و از این لیست کپی گرفته اند و به تمامی ستادهای خوزستان ارسال کرده اند مبنی بر اینکه ۲۵۰ خبرنگار خوزستانی از احمدی نژاد حمایت کرده اند. هر فردی این کار را کرده است من از او نمی گذرم و خدا هم از او نگذرد، چون من یک آدم مستقل هستم و رای من هم مشخص و معلوم است، من به محسن رضایی رای می دهم و هر فردی به جای من لیستی را امضاء کرده است خدا از او نگذرد. </description>
<pubDate>Wed, 10 Jun 2009 12:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پدر بزرگ به چه کسی رای بدهم!</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بدم میآید از اینکه بخواهم مطلبی بنویسم در رابطه با مسئولینی که مردم ساده دل ما با آمدن پای صندوق های رای به آنها رای داده اند، ساعت هایی که شاید بیش از ۲ یا ۳ و شاید هم بیشتر سرپا ایستاده اند تا به صحبت مقام معظم رهبری جامع عمل بپوشانند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنویسم از کجای زخمی که در این چند مناظره بر جسم و جانم وارد شده، از چه بنویسم از اینکه هر کدام از این کاندیداها به جز یک نفر که شاید آن هم در مناظره بعدیش خرابکاری هایش محرز گردد جیبی دارد که شاید حالا حالاها پر نشود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رهبر عزیز مردم کشورم ایران؛ مگر شما مناظره ها را نمی بینید مگر شما نمی شنوید که چگونه ۴ کاندیدا و چندین و چند نفر پشت صحنه به جان هم افتاده اند و هر چه می خواهند از چپاول های یکدیگر می گویند، مگر ۷۰ میلیون نفر کشورت که رهبریش را بر عهده داری انسانهای نبودند که با راهپیمایی های عظیم شان از ایران دفاع کردند و هر چه را به نفع ملت است را پذیرفتند، مگر همین مردم نبودند که در سختی و سهلی هر آن چه را که به مصلحت کشور برمی گردد را انجام دادند و دم بر نیاوردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رهبرم، عزیزم،بزرگ مرد کشورم من ۲۶ سال دارم و شما جای پدربزرگ من هستید، بیاید پدربزرگ و نوه ای با هم درددل کنیم و حرف بزنیم، شما با این حرف هایی که در مناظره ها زده شد باز هم می خواهید به مردم بگوئید بروند و رای به این ۴ نفر بدهند، یا اینکه پدربزرگ من ، هدف شما حضور مردم پای صندوق های رای است، به چه کسی، شما بگوئید به کدامیک رای بدهیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اینان ۷۰ میلیون آدمی را که هم وطنت هستند به بازی گرفته اند، میلیاردها تومان پول از کجا به جیب و حساب بدون انتهایشان واریز شده! پدربزرگ باز هم می گوئید رای بدهم، باز هم انتظار دارید مردم بعد از اتمام انتخابات به مسئولینشان اعتماد کنند، باز هم چشم هایمان را ببندیم و ببینیم که حق مردم چگونه توسط مسئولین بی لیاقت کشورم و کشورت خورده می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;احساس می کنم مسئولین مثل پیمانکاران و دلالان شده اند و اگر کاری انجام داده اند در قبالش میلیونها و میلیاردها تومان پول را به جیب زده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رای نمی دهم مگر اینکه قانع شوم مسئولین کشورم خطا نکرده اند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Jun 2009 06:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من رای نمی دهم مگر...</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-181.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;امروز اولین روز خردادماه را پشت سر می گذاریم، ماهی که قرار است انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم کشورمان در آن برگزار شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;انتخابات همیشه به عنوان یک بهار سیاسی در تمامی کشورها یاد می شود مخصوصا اگر این انتخابات در راس امور اجرایی کشور صورت پذیرد و شاید بسیاری از تغییرات و تحولات در این زمان می بایست در کشور انجام پذیرد تا شاهد رشد و تعالی بیش از پیش یک کشور باشیم، اما یکی از مهمترین ارکان هایی که همیشه در تبلیغات و حضور گسترده مردم نقش مهمی را ایفا می کنند، رسانه ها اعم از شنیداری، تصویری و مطبوعات و خبرگزاری ها هستند که متاسفانه بعد از پایان یافتن انتخابات هیچ کسی قدر زحمات آنها را نمی داند و بعضا با تعطیلی و مشکلاتی از این قبیل روبه رو می شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آری این است اوضاع نابسامان مطبوعات کشورمان ایران که همیشه با یک مانع به نام خط قرمزها روبه رو هستند، اما سئوال اینجاست مگر فاش شدن خط قرمزها باعث چه چیزی جزء پیشرفت کشورمان و حذف مفاسد از تمام لحاظ چه سیاسی، چه اجتماعی، چه اقتصادی و ... می شود که این روزها بسیار بحث گم شدن یک میلیارد دلار در دولت نهم داغ داغ است که به نظر من می بایست مسئولان دولت با شفاف سازی در این بخش این مشکل را حل کنند و مردم را به آینده امیدوار سازند و اصلا خزانه دار دولت در یک برنامه تلویزیونی حضور یابد و در این رابطه توضیح دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما خواسته های من خبرنگار خواسته هایی است که در ۹ سال سابقه کارم تاکنون در خوزستان حل نشده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نبود امنیت شغلی و دستمزد کافی؛ علیرغم اینکه مدیر روزنامه ما الحق و النصاف در پرداخت حقوق ها و دستمزدها بسیار کوشا و صادق است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نبود چاپخانه مجهز که مطبوعات استان مجبور هستند همیشه تا پاسی از شب در روزنامه بمانند و از طریق اینترنت صفحه ها را به تهران برای چاپ بفرستاند و آیا اینکه فردا هوای اهواز صاف باشد و خاکی نباشد تا روزنامه به موقع به دست ما برسد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نداشتن مسکن، ناتوان بودن در امر ازدواج، وجود خط قرمزهای بسیار و سدی به نام حذف آگهی های دولتی بدلیل کوچکترین انتقاد، روزنامه ها می بایست فقط و فقط در اختیار به به گویی ها و چه چه گویی های دولت و مسئولان باشد و هیچ گاه نباید مشکلات آن طور که باید و شاید به سمع و نظر مردم برسد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اینها دردو دل های من هستند، چرا نباید یک رئیس جمهور و یک نماینده و یا فرد مسئولی در مجلس مصوبه ای برای حمایت از مطبوعات را در دستور کار قرار بدهد و آن را تابه انجام رسیدن کامل دنبال کند، اصلا مگر نه اینکه ما ذهن پویایی جامعه برای روشن سازی افکار عمومی هستیم، پس چرا باید همیشه با مشکلات اینچنینی مواجه شویم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوست ندارم بیش از این صحبت کنم، دوست دارم هر کس رئیس جمهور می شود برای یک بار هم که شده فقط به روزنامه های هر استان سر بزند، مگر چقدر زمان نیاز دارد، هر روزنامه یک ساعت صاحب امتیاز، مدیر مسئول، سردبیر و خبرنگاران روزنامه گردهم آیند و مشکلات صنفشان را عنوان کنند و رئیس جمهور هم در حل آنها نقش داشته باشد، اصلا مطبوعات می بایست مشاوران رئیس جمهور در امر پیشرفت و توسعه هر استان باشند، اما متاسفانه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حرفها و درددلهایم بسیار است و انشاءالله در یک فرصت کافی همه ی آنها را در این فضای مقدس ذکر خواهم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شناسنامه من از مهرهای رنگارنگ و جورواجور پر است و به جرات میگویم که تمام انتخابات را شرکت کرده ام ولی دیگر قصد ندارم این بار می خواهم در رابطه با تصمیماتی که قبلن گرفته ام کلنجار بروم که چرا تصمیمات من فقط و فقط از روی حرف شنوی بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فعلن خدا به من و همسرم لطف بزرگی عنایت کرده و شکرگزارشم که بعد از ۲ سال داره یواش یواش یه نی نی خوشکل رو بمون میده، خدایا این نی نی خوشکل را سالم به من و همسرم عنایت کن،۷،۶ ماه دیگه میاد پیشمون.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 22 May 2009 17:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=181</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-181.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از خودم بدم میآد</title>
<link>http://mesam23.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;تیتری رو که انتخاب کردم همه چیز رو بیان می کنه، آره از خودم بدم میاد و از کاری که برخی مدیران دستگاه ها انجام می دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲ شب پیش برنامه ای در صدا و سیمای خوزستان برگزار شد و مدیر یکی از شرکت های بزرگ خوزستان در این برنامه حضور یافته بود که در پایان برنامه با طرح سوالی از مردم خواست تا به این برنامه اس ام اس داده و جواب سوال را بدهند و بعد به قید قرعه به ۱۲ نفر ربع سکه بهار آزادی اهداء می گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خلاصه ما هم هر کس رو می شناختیم باهاش تماس گرفتیم و بعد از اینکه متوجه شدیم جواب سوال چیه از اونا هم خواستیم که به این شماره اس ام اس بدهند و جواب سوال را بگویند تا شاید برنده یک ربع سکه شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما دل غافل که این شرکت از روزها قبل اسامی برنده شدگان را آماده کرده بود و شماره تلفن ها را هم به صدا و سیما داده بود تا این شماره ها خوانده شوند نه من و بلکه صد نفر از بستگانم و مردم ساده دلی که پای این برنامه نشسته ایم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از خودم بدم میاید، نه به خاطر اینکه اس ام اس داده ام و برنده ربع سکه نشده ام از اینکه اینقدر ساده و بی آلایش و زودباور هستم و مدیران ادارات را به راحتی می پذیرم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2009 06:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mesam23&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>mesam23</dc:creator>
<guid>http://mesam23.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
