چند سالی می شود که گلدکوئیست بدجوری در کشور ما رخنه کرده و از هر طریقی که فکرش را می کنیم وارد می شود یک روز سکه و یک روز طلا و امروز هم خیام و حافظ و متاسفانه اکثرا جوانان و خانواده به این دلیل که از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند گرفتار می شوند و پولهای بسیاری را هم از این طریق از دست می دهند و این پولهای هنگفت و گزاف به کشورهای اروپایی و آمریکایی مثل کانادا، انگلیس و سوئیس و ... می رود.
اما چند شب پیش و قبل از عاشورای حسینی خواهر خانمم به خانه ما آمد و گفت که برایم کار پیدا شده و می خواهم بروم سر کار اگر میشه شما بیائید و ببینید آیا مطمئن هستند که بروم سرکار یا که خیر؟
خلاصه من و برادر خانمم و خانمم به این محل رفتیم که در برخورد اول مسئول موسسه از دیدن ما و کارت خبرنگاری بسیار شوکه شد و می خواست همان دم در ما را رد کند و به گونه ای اجازه ورود به ما را نداد و از ما خواست اگر می خواهید وارد شوید باید نیم ساعتی صبر کنید تا جلسه ما تمام شود.
بعد از گذشت نیم ساعت وارد شدیم و قصد داشتیم تا بیشتر از این موضوع باخبر شویم، آری کتابهای خیام و حافظ و دختری که زبان چربش هر جوانی را گمراه می کرد، با چند سوال متوجه شدم که آری اینجا گلدکوئیست از نوعی دیگر است و این بار حمله به خیام و حافظ که بزرگان تاریخ ادبیات کشور ما محسوب می شوند.
هر کسی می خواهد عضو شود باید 330 هزار تومان از محصولات انتشارات فکر روز خریداری کند، آن وقت می تواند عضو شود و با بازاریابی که انجام می دهد کتابها محصولات را بفروشد و آن نفراتی که از شما کتاب خریداری می کنند زیرمجموعه شما می شوند و کار به جایی می رسد که شما می توانید از فروش کتابها 8 درصد سهم بگیرید و می توانید تا روزی 750 هزار تومان درآمد داشته باشید،کما اینکه من خودم چند باری شده تا 500 و 600 هزار تومان در یک روز درآورده ام و خرج دانشگاهم را داده ام که بعدا مشخص شد این دختر در دانشگاه دولتی شهید چمران رشته کشاورزی می خواند.
اما این دختر در بخشی از صحبت هایش گفت که سایت شرکت ما توسط یک شرکت کانادایی پشتیبانی می شود و هیچ کس نمی تواند به اطلاعات ما تجاوز کند، آری اینجا شرکت است نه انتشارات درضمن کدام انتشاراتی کتابش را به شرکت برای فروش می فرستاد مگر ما کتابخانه و کتاب فروشی نداریم، چرا باید اگر می خواهیم سرکار برویم 330 هزار تومان محصولات خریداری کنیم، چرا تابلویی نداشتید، چرا ما را در برخورد اول از خود راندید مگر نه اینکه شما کار فرهنگی می کنید و می خواهید خیام و حافظ را به همه بشناسید پس چرا پروانه کار و مجوز از ارشاد ندارید، چرا در یک کار به اصطلاح و به قول شما فرهنگی پسر و دخترهایی دیده شد که بیشتر به آنها می آمد برای لهو و لعب آمده اند، چرا اگر شما می خواهید حافظ و خیام را به مردم بشناسید آنها را مجبور می کنید از شما خرید 330 هزار تومانی بکنند و هزار چرا و اما و آیای دیگر.
متاسفم که بگویم آنقدر مسئولان فرهنگی کشورم ضعیف و آرام با اینگونه مسائل برخورد کرده اند که امروز هر بیگانه و دشمنی به خود اجازه می دهد که ما و فرهنگ غنی مان را مورد تجاوز قرار دهد.
آیا ارزش حافظ و خیام کشورم ایران اینقدر پائین آمده که مسئولان فرهنگی کشور بدون توجه به اتفاقاتی که در حال رخ دادن است اجازه داده اند اینگونه و در پس توها جوانان گول خورده از کشورهای غربی پولهای کلانی را به حساب های تاجران و زردوستان خارجی واریز کنند.
خیام و حافظ نمی دانم آینده چه می شود ولی تنم می لرزد که بگویم فرهنگ و ادب کشورم در حال تجاوز افرادی است که شاید یک بیت از اشعار و زحمت شما را هم نمی دانند.
