تبليغاتX
و اما خوزستان ...
او هم رفت 

شاید سنم و یا بهتر بگویم علاقه ام به دیدن فیلم های سینمایی آنقدر قد ندهد که ندانم اولین فیلم و یا سریالی را که در آن نقش ایفا کرده چه است.

با بازی در سریال خانه سبز او را شناختم و یکی از پرو پاقرص ترین بیینده های این سریال بودم.

همیشه آخر فیلم حرف برای گفتن داشت و همیشه یک جوری نقش اول فیلم به شمار می آمد، نمی دانم باید بنویسم یا نه ولی خیلی ها چشم دیدن موفقیت های او را نداشتند.

با اینکه بسیار زحمت کشیده بود تا بتواند سوپر استار سینما شود، اما با او بسیار نامهربانی شد، نمی دانم ازدواج کرده بود یا نه ولی بسیار به او تهمت و ناروا می زدند که او ... است.

صدای گرم او با لحن خاصش و شیوا بودن کلامش و چگونه بیان کردن حرفهایش برخی اوقات مو را بر تنم راست می کرد و تنم را منجمد می کرد، یکی از دوستانم می گوید همین شیوه گویش اخبار ۲۰:۳۰ از نوع گفتار خسرو شکیبایی نشات گرفته.

آری می خواهم از خسرو شکیبایی صحبت کنم، دیروز ما را ترک کرد و به دیار باقی شتافت، نمی دانم روزگار با او نامهربان بود و یا مردم آن.

وقتی خبر فوتش را شنیدم، نماز مغربم را خوانده بودم و می خواستم نماز اعشاء را شروع کنم و همسرم هم تازه نمازش تمام شده بود، همسرم چشمانش ابری شد و من هم متاثر از اینکه دیگر فقط باید افسوس بخوریم و دل نگران باشیم که آیا در آینده کسی جای او را در سینمای ایران خواهد گرفت یا که خیر؟ و چندین آیا و امای دیگر.

روحش شاد و یادش گرامی، دوست داشتنی بود ولی هیچ کس برای نگه داشتنش شکیب نبود.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت 17:4