تبليغاتX
و اما خوزستان ...
از مهرهای آخرین صفحه شناسنامه تا150 هزار تومان برای زندگی بخشیدن و ... 

بعد از روی کار آمدن دولت نهم یعنی دولت حاج محمود تصمیمات زیادی برای رفاه مردم در نظر گرفته شده که برخی با شکست و برخی هم اصلا فراموش شدند و برخی هم آنطور که باید و شاید نظر مردم را جلب نکردند، البته برخی هم باعث رضایت مردم شد که نباید بی انصافی کرد و آنها را یادآور نشد.

۱- پائین آمدن نرخ تورم: متاسفانه علیرغم بحث ها و گفتگوهای زیاد حتی در مناظره ها این طرح به سرانجام نرسید و علیرغم اینکه دستمزدهای ما نسبت به ۴ سال قبل شاید ۳ برابر هم شده باشد ولی هنوز نتوانسته ایم آن زندگی که مد نظر است را برای خود مهیا سازیم و همین روزنامه خودمان هنوز نتوانسته یک ماه بدون دغدغه حقوق و هزینه چاپخانه و تلفن و آب و برق و گاز و غذای بچه ها بماند خرج های جانبی را به راحتی تامین کند.

۲- پائین آمدن نرخ بیکاری در استانها: متاسفانه برخی از استانها با وجود داشتن صنایع بزرگ و تولیدی و حتی پتانسیل هایی که می تواند بیش از نیمی از جمعیت یک کشور را صاحب شغل کند از بیکاری جوانانش رنج می برد، مثلا همین خوزستان خودمان می تواند با احیای بنادر، زمین های کشاورزی،نیشکر، نفت و پتروشیمی و حفاری و صنایع فولاد و ... بیش از نیمی از جمعیت کشور را شاغل کند، اگر بنادر ما همگی احیا شوند و رونق تجاری در آنها صورت گیرد بیش از دهها هزار نفر توان شاغل شدن در آنها را دارند، مثل تجارت، صیادی، تورهای گردشگری و...زمین های کشاورزیمان اگر ۸۰۰ هزار هکتار احیا شود چندین هزار نفر صاحب شغل می شوند، اگر نیشکر ما شکرهایش در انبار نماند، اگر چاههای نفت ما سروسامان گیرد، اگر پتروشیمی و حفاری و آب و خاک و ... ما سروسامان گیرد شاید بالای ۲ تا ۳ میلیون نفر صاحب شغل می شوند که اگر برای هر خانواده ۵ نفر را در نظر بگیریم ۱۵ میلیون به طور مستقیم صاحب شغل می شوند، قطعا با این اقدامات شغل های غیرمستقیمی هم بوجود می آید و آنجا هم می توان ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر دیگر هم تحت پوشش این موضوع قرار گیرند، شاید باورش سخت باشد ولی می شود.

۳-مسکن: از خودمان شروع کنم، خودم و دو برادرم اگر پدر و مادرم نبودند و خانه ای که با سالها زحمت تهیه کردند نبود شاید به سختی و شاید هم صاحب خانه نمی شدیم و اکنون آنها در هشتگرد کرج هستند و ما در اهواز و بماند مشکلاتی که در اوج جوانی ما ۳ برادر برایمان پیش آمد که به یاری خدا و اراده ای که داشتیم همه حل شدند.اما اکنون هر سایت و خبرگزاری را می نگرم و خبرهای آنها را مرور می کنم آخرش به این نتیجه می رسم که طرح مسکن مهر به نتیجه نرسیده و میلیونها نفری که در کشور ثبت نام کرده اند نتوانسته اند طعم شیرین این طرح را بچشند و هر سال دربه در این خانه و آن خانه و این صاحب خانه و آن صاحب خانه هستند.

۴- سهمیه بندی بنزین: در روزهای آغازین سهمیه بندی بنزین افراد بسیاری دست به اقداماتی زدند که باورکردنی نبود، مثل به آتش کشیدن خودروی خود و در اهواز اینگونه که شنیدیم راننده تاکسی خود را به دل کارون انداخت و چشمهایش را برای همیشه بست و خانواده ای را از داشتن پدر محروم کرد، در خوزستان سهمیه بندی بنزین با توجه به گرمایی که دارد و در نظر گرفته نشدن سهیمه ای ویژه برای استان بسیاری را با مشکل مواجه کرده است، هر چند که مردم به خرید آزاد بنزین آن هم لیتری ۴۰۰ تومان عادت کرده اند و از طرف دیگر هم جیب مردم شهر و استانم باید متحمل این موضوع شود.

۵- آب آشامیدنی:چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است، من در این رابطه چیزی نمی نویسم فقط دوست دارم یک سری به آبادان، خرمشهر، مسجدسلیمان، هفتکل و اهواز و ... بزنید و از آب به اصطلاح آشامیدنی این شهرها نوش جان کنید تا ببینید من چه می گویم.

۶- گرد و خاکها: نمی دانم اگر تهرانی وجود نداشت و گرد و خاک ها به خود زحمت نمی دادند و به آن شهر از عرش افتاده نمی رسیدند، آیا کسی می آمد در رسانه ها برای دلخوش کردن مردم حرفی بزند، این بماند که هنوز هیچ اقدامی برای رفع شدن این معضل صورت نگرفته است و چه ریه هایی که مشکلات فراوانی برای آنها بوجود نیامده و خرج های کلانی بر دوش خانواده نیانداخته است.

اما از بحث دور نشویم به نظر من این ۶ معضل و مشکل مهمترین مشکلات مردم استانم هستند و من مدیون مردمم هستم اگر نخواسته باشم آنها را گوشزد کنم زیرا رسانه ای هستم که مردمم انتظارات فراوانی از من دارند.

پرداخت سهام عدالت توسط دولت نهم یکی از اقداماتی بود که بسیاری از مردم را دلشاد کرد و فکر می کنم دلشاد شدنشان بدلیل ضعف مالی آنها است که امیدوارم این طرح بتواند میزانی از ضعف مالی مردم کشورم را برطرف سازد، اما در این بین چیزی که بیش از همه مرا به تعجب وا داشت کپی از صفحه ها آخر شناسنامه یعنی صفحه ای که مهر انتخابات در آن درج شده است و تحویل آن به همراه مابقی مدارک بود، من در تمام انتخابات شرکت کرده ام حال درست تصمیم گرفته ام یا که خیر بماند ولی اینکه فردی بخواهد از صفحه آخر شناسنامه من کپی داشته باشد آن هم برای پرداخت سهام عدالت بسیار برایم تعجب آور است.

راستی قرار است تا ۲ ماه دیگر پسرم ابوالفضل که به نیت حضرت ابوالفضل(ع) نام او را ابوالفضل نهادیم به دنیا بیاید که امیدوارم بتوانم لطفی را که خدا شامل حالمان کرده به خوبی تربیت کنم و او برای من و همسرم مایه افتخار و سربلندی شود.اما وقتی وارد مطب های پزشکان متخصص می شوم چیزهایی را می بینم که تا وقت ها فکرم را به هم میزند، مردی به همراه دختر خردسالش و همسرش به پزشک متخصصی که ما مراجعه می کنیم آمده بودند و گویا زن این مرد بچه اش به هر دلیلی سقط شده بود و دکتر به او گفته بود برای اینکه جفت بچه را از بدنت خارج کنیم باید بستری شوی و ۱۵۰ هزار تومان هزینه این عمل می شود در غیر این صورت مشکلات زیادی برایت پیش می آید و یا نعمت دوباره مادر شدن را از دست می دهی و یا خدای نکرده جانت را و مرد هم سرش را پائین می اندازد و با شرمندگی می گوید ندارم و رفتند،ماند فکری آشوب برای من.

اما در پایان این پست عریض و طویلم می خواهم از جانبازی برایتان بنویسم که فقط سر و گردنش کار می کند و مابقی بدنش در ۱۶ سالگی و بعد از ۴ ماه حضورش در جنگ فلج می شود، آقای احسان علیخانی مجری محبوب برنامه ماه عسل که امسال برنامه خوب و دلچسبی را بر روی آنتن بردی سری هم به خوزستان و اهواز ما بزن تا نشانت بدهیم که چه گوهرهایی داریم و کس نمی داند.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 10:16