دلم از برخی تبعیض ها و ناعدالتی ها بدجور بدرد آمده، دلم از آدم هایی که قول می دهند و عمل نمی کنند بسیار خونین است، دلم از نامردمی هایی که با مردم استانم می شود بسیار خشمگین است و دلم از بی تفاوتی ها پژمرده است.
اکنون نزدیک به ۱۰ سال است که از شغل برخی اوقات دردسرساز! و برخی اوقات مملکت ساز من می گذرد، یادش بخیر وقتی وارد عرصه مطبوعات شدم ۱۶ سالم بود درست سال ۷۹ اون موقع نه خاکی بود و نه خس خس سینه و نه بیماران ناشی از عوارض گرد و خاک.
اون موقع فقط می بایست یک رزمنده باقی مانده از جنگ را می دیدی که شیمیایی شده باشه و اینجور سرفه کنه، ولی الان یک سری به بخش های قلبی و عروقی بزنیم خاطرات افراد شیمیایی برامون زنده میشه، حتی این گرد و خاک ها چند نفر از هم استانی های ما را هم زیر خاک کرده و چند نفر رو هم بدجوری با بیماری هایی مواجه کرده که نسل در نسل خانواده شون از این بیماری ها نداشته بودند.
اما در این بین نقش مطبوعات و رسانه های خوزستان به جرات و با قاطعیت می گویم بسیار پررنگ در انعکاس اخبار و اتفاقات بوده و بسیار شاهد تیتر و عکس یک شدن این موضوع نامیمون بوده ام ولی متاسفانه هر چه خبرنگاران خوزستانی برای موضوع فوق بیشتر ممارست از خود نشان می دهند مسئولین خوزستان بی توجه و کم اهمیت تر می شوند.
از خوزستان عبور کنیم و به استانهایی برسیم که گرد و خاک جدیدا به آنها سرایت کرده، قم امروز تعطیل است، تهران جلسه فوق العاده برگزار می کند و تمامی خبرگزاری های رسمی و غیررسمی از هر ۸ خبر خود ۲ خبر را به گرد و خاک های تهران و استانهایی به غیر از خوزستان اختصاص داده اند، کارشناس های مختلف به مردم می گویند بیرون از خانه نیائید، پزشکان و متخصصان مختلف، استاندار و فرماندار و شهردار و ... و به طور کل بسیج شده اند که مبادا گرد و خاک بر روی پوست نرم و نازک از خوزستانی ها بهترون بنشینه.
آهای مسئولین خوزستان این اولین گرد و خاک تهرانی ها و استانهایی است که خوزستان مظلوم همیشه و همه حال با نفت و دیگر منابع خودش آنها را سیراب کرده است و عکس العمل مسئولین آنها را دیدید، اما یک بار با خود بنشیند و کلاهتان را قاضی بگذارید مردم خوزستان چند بار خاک خورده اند و دیده اند و کلامی از روی اعتراض به شما نگفته اند.
آخر گوش کری و پوست کلفتی تا به کی، آخر تبعیض تا به کی، آخر هیچ نگفتن و صدای مردمتان را به مسئولین کشوری نرساندند تا به کی، چه می خواهید کنید، مگر ما ولی نعمت شما نیستیم، مگر شما به واسطه ما این پست و سمت را بدست نیاوردید، مگر نه اینکه به هر دری زدید تا مردم به پای صندوق های رای بیایند و حضور حداکثری و میلیونی داشته باشند، مگر نه اینکه هر چه خواستید مردم نه نگفتند و مگر نه اینکه به واسطه مردم ایرانمان ایران شده است ادعای قدرت اول منطقه و جزء برترین های جهان را دارید، پس چرا اینقدر نسبت به آنها بی تفاوت هستید.
اینجا خوزستان است ماسک فروشی کار هر روز کودکان کار شده است و پول خوبی هم بعد از سالها سختی بدست می آورند، اینجا اگر ماسک جنگ هم داشته باشی بی فایده است، اینجا اگر زن بارداری و یا مرد مسنی و یا بیمار قلبی و یا آسمی و یا من خبرنگار و تو هم استانیم به واسطه گرد و خاک ها بلایی سرمان آمد کک هیچ کس را نمی گزد و اینجا دلم بدجور تنگ است.
آهای مسئولین استان خوزستان من به عنوان یک جوان ۲۶ ساله بدلیل اینکه ۴ سال از عمرم را خاک خوردم و چندین سال از عمرم را آب آشامیدنی غیر بهداشتی و شاید تمام عمرم را وعده های بی عمل از شما ناراضیم و هرگز بدلیل مطالبت خودم و خانواده ام شما را نمی بخشم، شاید مابقی هم استانی هایم شما را ببخشند ولی من می خواهم قد کشیدن فرزندانم را به گونه ای ببینم که تهرانی ها و اصفهانی ها و استانهای خوش آب و هوا می بینند، می خواهیم فرزندم سالم زندگی کند و با امکانات روز دنیا، نمی خواهم هر روز با امکاناتی سر کنند که ۱۰ سال پیش در آن استانها حتی بچه های ۵ ساله هم به طور کامل طرز استفاده کردن از آن را یاد گرفته بودند.
می خواهم زنده بمانم، آقای احمدی نژاد حرف آخرم با شماست، مسئولید و متولی و اگر به داد مردمم نرسید شما را هم نمی بخشم، شاید در این دنیا نتوانم حق مردمم را به این دلیل که رسانه ای در اختیار دارم بگیرم، هر چند که گلویمان پاره شده است از بس داد و فریاد کردیم، اما آن دنیا شما هستید و این چند میلیون انسانی که مطالبات به حقی از تو دارند.

