تبليغاتX
و اما خوزستان ...
با یازهرا گفتن برگ رای خود را به صندوق انداختم 

امروز ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۸ است، روزی که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در کشورم ایران برگزار می شود. چند روزی خیلی متفکرانه به این فکر کردم که کدامیک از کاندیداها می تواند اصلح ترین و بهترین و بدون جنجال به کار بپردازد.

آری دو جناحی شدن انتخابات یعنی اینکه استقلالی هستی یا پرسپولیسی را به هیچ وجه قبول ندارم زیرا یک تیم مثل ذوب آهن بوجود می آید و یقه تیم های بزرگ را می گیرد و استقلال و پرسپولیس را خون به دل می کند و به لطف شکست ذوب آهن یکی از آن دو تیم محبوب و مطرح را قهرمان کند.

متاسفانه روند تبلیغات و انتخابات به این گونه گذشت و حامیان این دو کاندید یعنی محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی به خیابانها می ریختند و علیه یکدیگر هم شعار می دادند و برخی اوقات با یکدیگر درگیر می شدند، اما تمامی این اتفاقات را نباید به فال بد گرفت زیرا این دو کاندید باعث می شوند که حضور مردم در صحنه پرشورتر دنبال شود.

اما ذکر این نکته ضروری است، احتمال رئیس جمهور شدن هر کدامیک از این دو کاندید می رود، ولی مشکل بزرگی سر راه این دو فرد برای اداره کشور وجود دارد ابتدا آنکه هر کدام رئیس جمهور شد می بایست حاشیه های قبل از رئیس جمهور شدنش را آرام کند، محمود احمدی نژاد می بایست با خانواده رفسنحانی و ناطق نوری و ... که به قولی در مناظره هایش دست به افشاگری علیه آنها زده است درگیر شود و به مردم حرف هایی که زده را اثبات کند که این موضوع نیاز به یک پروسه زمان بر و نفس گیر دارد که اگر این اقدام انجام نشود مردم به حرف های محمود احمدی نژاد شک می کنند و او را امین خود نمی دانند و همچنین میرحسین موسوی اگر رئیس جمهور شد می بایست به این حاشیه خاتمه دهد و باز هم با چنین مشکلی مواجه می شود.

یکی دیگر از مشکلاتی که هر ۴ کاندید دارند این است که بعد از رئیس جمهور شدن هر کدام یک از کاندیداها بعد از مدتی انتخابات مجلس اتفاق می افتاد و احتمالا هر جناحی که شکست خورده باشد با قدرت تمام وارد عرصه می شوند و مجلس و اداره آن را در دست می گیرند، آن وقت مشکلات رئیس جمهور با مجلس بسیار زیاد می شود.

بگذریم من از هر ۴ کاندید یک نفر را دیدم که به آینده پرداخت و گفت می خواهم چه کنم و نگفت که چه نکرده اند و چرا نکرده اند و به حاشیه ها نرفت، از این رو ابتدای صبح به پای صندوق رای رفتم و با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم، صلوات و خدایا به امید خودت و یا زهرا گفتن و نگاهی به آسمان رای خود را به صندوق انداختم و محسن رضایی را به عنوان کاندید موفق در برگ رایم نوشتم.

می دانم اینکه محسن رضایی رئیس جمهور شود یکی از سخت ترین و شاید هم از درصد های کم و احتمال بسیار پائین باشد، اما من برای خودم فردی مستقل و دارای فکر هستم و امیدوارم که این فرد که هم در به ثمر رسیدن انقلاب و هم در ۸ سال دفاع مقدس نقش موثری داشته است رای خوب و قابل توجه ای را کسب کند. الهی آمین

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت 11:6
من به محسن رضایی رای می دهم 
امروز از یکی از همکارانم شنیده ام که نام مرا در لیستی گذاشته اند و به جای من هم امضاء کرده اند و از دکتر احمدی نژاد اعلام حمایت کرده اند و از این لیست کپی گرفته اند و به تمامی ستادهای خوزستان ارسال کرده اند مبنی بر اینکه ۲۵۰ خبرنگار خوزستانی از احمدی نژاد حمایت کرده اند. هر فردی این کار را کرده است من از او نمی گذرم و خدا هم از او نگذرد، چون من یک آدم مستقل هستم و رای من هم مشخص و معلوم است، من به محسن رضایی رای می دهم و هر فردی به جای من لیستی را امضاء کرده است خدا از او نگذرد.
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 16:27
پدر بزرگ به چه کسی رای بدهم! 

بدم میآید از اینکه بخواهم مطلبی بنویسم در رابطه با مسئولینی که مردم ساده دل ما با آمدن پای صندوق های رای به آنها رای داده اند، ساعت هایی که شاید بیش از ۲ یا ۳ و شاید هم بیشتر سرپا ایستاده اند تا به صحبت مقام معظم رهبری جامع عمل بپوشانند.

بنویسم از کجای زخمی که در این چند مناظره بر جسم و جانم وارد شده، از چه بنویسم از اینکه هر کدام از این کاندیداها به جز یک نفر که شاید آن هم در مناظره بعدیش خرابکاری هایش محرز گردد جیبی دارد که شاید حالا حالاها پر نشود.

رهبر عزیز مردم کشورم ایران؛ مگر شما مناظره ها را نمی بینید مگر شما نمی شنوید که چگونه ۴ کاندیدا و چندین و چند نفر پشت صحنه به جان هم افتاده اند و هر چه می خواهند از چپاول های یکدیگر می گویند، مگر ۷۰ میلیون نفر کشورت که رهبریش را بر عهده داری انسانهای نبودند که با راهپیمایی های عظیم شان از ایران دفاع کردند و هر چه را به نفع ملت است را پذیرفتند، مگر همین مردم نبودند که در سختی و سهلی هر آن چه را که به مصلحت کشور برمی گردد را انجام دادند و دم بر نیاوردند.

رهبرم، عزیزم،بزرگ مرد کشورم من ۲۶ سال دارم و شما جای پدربزرگ من هستید، بیاید پدربزرگ و نوه ای با هم درددل کنیم و حرف بزنیم، شما با این حرف هایی که در مناظره ها زده شد باز هم می خواهید به مردم بگوئید بروند و رای به این ۴ نفر بدهند، یا اینکه پدربزرگ من ، هدف شما حضور مردم پای صندوق های رای است، به چه کسی، شما بگوئید به کدامیک رای بدهیم.

اینان ۷۰ میلیون آدمی را که هم وطنت هستند به بازی گرفته اند، میلیاردها تومان پول از کجا به جیب و حساب بدون انتهایشان واریز شده! پدربزرگ باز هم می گوئید رای بدهم، باز هم انتظار دارید مردم بعد از اتمام انتخابات به مسئولینشان اعتماد کنند، باز هم چشم هایمان را ببندیم و ببینیم که حق مردم چگونه توسط مسئولین بی لیاقت کشورم و کشورت خورده می شود.

احساس می کنم مسئولین مثل پیمانکاران و دلالان شده اند و اگر کاری انجام داده اند در قبالش میلیونها و میلیاردها تومان پول را به جیب زده اند.

رای نمی دهم مگر اینکه قانع شوم مسئولین کشورم خطا نکرده اند.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 9:45
من رای نمی دهم مگر... 

امروز اولین روز خردادماه را پشت سر می گذاریم، ماهی که قرار است انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم کشورمان در آن برگزار شود.

انتخابات همیشه به عنوان یک بهار سیاسی در تمامی کشورها یاد می شود مخصوصا اگر این انتخابات در راس امور اجرایی کشور صورت پذیرد و شاید بسیاری از تغییرات و تحولات در این زمان می بایست در کشور انجام پذیرد تا شاهد رشد و تعالی بیش از پیش یک کشور باشیم، اما یکی از مهمترین ارکان هایی که همیشه در تبلیغات و حضور گسترده مردم نقش مهمی را ایفا می کنند، رسانه ها اعم از شنیداری، تصویری و مطبوعات و خبرگزاری ها هستند که متاسفانه بعد از پایان یافتن انتخابات هیچ کسی قدر زحمات آنها را نمی داند و بعضا با تعطیلی و مشکلاتی از این قبیل روبه رو می شوند.

آری این است اوضاع نابسامان مطبوعات کشورمان ایران که همیشه با یک مانع به نام خط قرمزها روبه رو هستند، اما سئوال اینجاست مگر فاش شدن خط قرمزها باعث چه چیزی جزء پیشرفت کشورمان و حذف مفاسد از تمام لحاظ چه سیاسی، چه اجتماعی، چه اقتصادی و ... می شود که این روزها بسیار بحث گم شدن یک میلیارد دلار در دولت نهم داغ داغ است که به نظر من می بایست مسئولان دولت با شفاف سازی در این بخش این مشکل را حل کنند و مردم را به آینده امیدوار سازند و اصلا خزانه دار دولت در یک برنامه تلویزیونی حضور یابد و در این رابطه توضیح دهد.

اما خواسته های من خبرنگار خواسته هایی است که در ۹ سال سابقه کارم تاکنون در خوزستان حل نشده است.

نبود امنیت شغلی و دستمزد کافی؛ علیرغم اینکه مدیر روزنامه ما الحق و النصاف در پرداخت حقوق ها و دستمزدها بسیار کوشا و صادق است.

نبود چاپخانه مجهز که مطبوعات استان مجبور هستند همیشه تا پاسی از شب در روزنامه بمانند و از طریق اینترنت صفحه ها را به تهران برای چاپ بفرستاند و آیا اینکه فردا هوای اهواز صاف باشد و خاکی نباشد تا روزنامه به موقع به دست ما برسد.

نداشتن مسکن، ناتوان بودن در امر ازدواج، وجود خط قرمزهای بسیار و سدی به نام حذف آگهی های دولتی بدلیل کوچکترین انتقاد، روزنامه ها می بایست فقط و فقط در اختیار به به گویی ها و چه چه گویی های دولت و مسئولان باشد و هیچ گاه نباید مشکلات آن طور که باید و شاید به سمع و نظر مردم برسد.

اینها دردو دل های من هستند، چرا نباید یک رئیس جمهور و یک نماینده و یا فرد مسئولی در مجلس مصوبه ای برای حمایت از مطبوعات را در دستور کار قرار بدهد و آن را تابه انجام رسیدن کامل دنبال کند، اصلا مگر نه اینکه ما ذهن پویایی جامعه برای روشن سازی افکار عمومی هستیم، پس چرا باید همیشه با مشکلات اینچنینی مواجه شویم.

دوست ندارم بیش از این صحبت کنم، دوست دارم هر کس رئیس جمهور می شود برای یک بار هم که شده فقط به روزنامه های هر استان سر بزند، مگر چقدر زمان نیاز دارد، هر روزنامه یک ساعت صاحب امتیاز، مدیر مسئول، سردبیر و خبرنگاران روزنامه گردهم آیند و مشکلات صنفشان را عنوان کنند و رئیس جمهور هم در حل آنها نقش داشته باشد، اصلا مطبوعات می بایست مشاوران رئیس جمهور در امر پیشرفت و توسعه هر استان باشند، اما متاسفانه.

حرفها و درددلهایم بسیار است و انشاءالله در یک فرصت کافی همه ی آنها را در این فضای مقدس ذکر خواهم کرد.

شناسنامه من از مهرهای رنگارنگ و جورواجور پر است و به جرات میگویم که تمام انتخابات را شرکت کرده ام ولی دیگر قصد ندارم این بار می خواهم در رابطه با تصمیماتی که قبلن گرفته ام کلنجار بروم که چرا تصمیمات من فقط و فقط از روی حرف شنوی بوده است.

فعلن خدا به من و همسرم لطف بزرگی عنایت کرده و شکرگزارشم که بعد از ۲ سال داره یواش یواش یه نی نی خوشکل رو بمون میده، خدایا این نی نی خوشکل را سالم به من و همسرم عنایت کن،۷،۶ ماه دیگه میاد پیشمون.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 21:22