تبليغاتX
و اما خوزستان ...
با مسببان تورم وگرانی برخورد قاطع و جدی داشته باشید 

سال، سال نوآوری و شکوفایی است، همه ی مردم به نوعی انتظار طرحی نو و صنعتی نو و آموزشی نو و سطح ارتقاء علمی نو و کشوری نو و تفکر نو و در کل پیشرفت را در تمام زمینه ها دارند. اما تورم یکی از معضلات و مشکلاتی است که هر ساله درصد رشد آن در کشور به گونه ای بالا می رود که به عقیده کارشناسان چند هزار خانوار را به خط فقر می کشاند و اگر تورم هر ساله ادامه داشته باشد و هیچ مرز و محدودی برای آن قائل نشویم روزی می رسد که درکشور ما فقط دو قشر وجود دارد یعنی ثروتمند و فقیر و خط متوسط به ندرت پیدا می شود و با توجه به اینکه ثروت در کشور ما به دست افراد محدودی است درصد زیادی از مردم در خط فقر به سر خواهند برد. اشتغال ومسکن دو مهم برای هر زندگی هستند و هرفردی این دو را داشته باشد تازه نیمی از مشکلات را پشت سرگذاشته است و مشکلات بعدی آن خرج و مخارج خانه از جمله آب و برق و گاز و تلفن و خورد و خوراک و پوشاک و برخی هم که مستاجر هستند و مجبور هستند ماهیانه مبلغی را برای کرایه به صاحب خانه بپردازند، این مسائل به غیر از مخارج جانبی است که امکان دارد برای هر زندگی پیش بیاید. برخی از شهروندان اهوازی با اشاره به نام گذاری سال 87 به نوآوری و شکوفایی از مسئولان خواستند که برای جلوگیری از تورم و فشار به مردم با مسببان برخورد و سیاست هایی بیاندیشند که مشکلاتی از قبیل تورم و گرانی و خالی شدن سبدها به مردم وارد نشود. اما گزارش خبرنگار ما درزیر می آید که گفته ها و انتظارات برخی از شهروندان اهوازی از مسئولان در سال نوآوری و شکوفایی است.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 9:17
امتحانی به نام صرفه جویی آب 

خوزستان و اهواز سال بی بارانی را سپری کرد و در سایت ها و خبرگزاری ها این روزها به جز خشکسالی و بی آبی و خسارت به محصولات کشاورزی کمتر چشمت به موضوع حساس دیگری برخورد می کند.

کشاورزی ، صنعت، بیمارستانها، نیروگاه ها و شرکت ها و مصارف خانگی همه و همه روزانه به میلیون ها لیتر آب برای ادامه حیات احتیاج دارند و اهواز سال بی آبی را سپری کرد. اما نقش مردم در صرفه جویی آب و حتی مدارس و مدیران و مسئولان می تواند نقش عمده و بسزایی باشد باید همه تلاش کنند، نباید باز شاهد این باشیم که قرار است واردات گندم داشته باشیم و دلیل عمده آن بی آبی و صدمه دیدن محصولات کشاورزی است، نباید شاهد این باشیم که نیروگاه های ما با تعطیلی مواجه هستند و نباید و نباید و نباید، البته مردم باید در راس تمام امور باشند و باید در ابتدا تمامی شهرستانها، روستاها و ده کوره ها و حتی چادرها از نعمت آب آشامیدنی برخوردار باشند، بعد به دیگر جاها برسیم.  برای اینکه از چگونگی مصرف آب مردم در سالجاری باخبر شویم به دل شهر می رویم و گزارش خود را از مصاحبت با شهروندان اهوازی اینگونه آغاز می کنیم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 9:11
مسئول ساماندهی کارون کیست 

8 فروردین است یک هفته و یک روز از سال شکوفایی و نوآوری می گذرد، تصمیم می گیریم به پارک ساحلی بروم ساعت 5 بعد از شهر است، روبروی هتل پارس می نشینم و به کارون نگاه می کنم.

شلوغ است ، چادرهای مسافرتی رنگارنگ در پارک نشان از مهمانان نوروزی می دهد، بچه ها مشغول بازی هستند و پیر زنی روی سکوها و درست روبه روی هتل پارس نشسته است، زنی به همراه بچه اش از آنجا رد می شود و به پیرزن می گوید از کجا آمده اید، کرمانشاه جواب پیرزن است، زن جوان نمی گذارد حرف پیرزن تمام شود و می گوید آره بوی فاضلاب میاد، دلمون خوشه اومدیم مسافرت ، والله ما از کارون خیلی تعریف شنیده بودیم ولی اون کارونی که شنیدیم با این چیزی که می بینیم خیلی فرق می کنه.

زن به همراه بچه اش می رود و پیر زن هنوز بر روی سکوها نشسته و فلاش های دوربین که مدام از منظره های مختلف کارون عکس یادگاری گرفته می شود، شاید سال دیگر کارون اینگونه نباشد.

اما براستی بوی فاضلاب و تعفن کارون چرا باید به مشام برسد، آیا واقعا تا پایان سال 1390 دیگر شاهد این نخواهیم بود که حتی قطره ای فاضلاب و یا پساب به کارون ریخته شود.

و گرد و خاک یکی دیگر از معضلاتی بود که باعث شد مسافران نوروزی زیاد از آمدن به اهواز خوشحال و راضی نباشند ، هوای گرم و روشن شدن کولرها، اما با تمام این تفاسیر اهواز شلوغ بود.

کارون با زندگی مردم اهواز عجین شده است و او در دل خود هزاران درد دارد و بی صدا و آرام چند سالی است که خفته است، دیگر جاده ساحلی را آب نمی گیرد، دیگر مردم نمی گویند مسیر رفت و آمدمان با مشکل روبه رو شده ، دیگر ماهی ها در ساحل نمی میرند و دیگر مردم از جاری شدن سیل در شهر نمی هراسند و دیگر مسئول و مدیرهتل پارس از جاری شدن آب در زیر زمین و کف هتل نگران نیست و دیگر نمی شنویم که بگویند زندگی مردم زیر آب رفته است.

اما مردم از کمبود فضای تفریحی و فضای سبز گله مند بودند، حتی از وجود گرد و خاک ناراحت ، از بوی تعفن فاضلاب کارون و ... ناراضی  آنها از اهواز چیز دیگری مد نظر داشتند.

محلهای گردشگری فراوان که متاسفانه مهیا نبود، پارکهای بزرگ و زیبا ، کارونی چراغانی و بدون بوی فاضلاب و درختکاری وسیع در حاشیه شهر که از ورود گرد و خاک جلوگیری کند که بازهم متاسفانه .

شاید تنها چشم انداز کارون بعد از پل سفید و سیلوهای گندم، همین قایقرانی در آب بوده است که متاسفانه بوی فاضلاب نگذاشت آن طور که باید و شاید شاهد تقاضای چشمگیر مردم در قایق سواری باشیم.

کارون خروشان که هرساله منتظر طغیانش بودیم، امسال آرام است و دیگر کسی را نمی هراساند، محصولات کشاورزی خوزستان امسال زیاد طعم آب دهنده ی همیشگی خود را نمی چشند و شاید چشمه های کوهرنگ از شهرکرد امسال برای اینکه کارون دچار بحران بی آبی نشود سنگ تمام بگذارند.

امروز همه باید برای نجات کارون از بحرانی که در حال دست و پنجه نرم کردن است کمک کنند.

کارون نه از دیروز و نه امروز، کارون نه از نسل پدران من بود و نه از نسل فرزندان ما، کارون رگ حیات اهواز و خوزستان است ، ای کاش هنوز مرحوم آغاسی (نعمت نفتی) زنده بود، لب کارون، چه گل بارون، ولی امروز هیچ نشانی از گل بارون شدن کارون نیست.

کارون احتیاجی به کمک فرداهای ما ندارد، بلکه یک دقیقه دیگر هم دور خواهد شد، کارون به مساعدت تمام شرکتها و سازمانها و ارگانها و بیمارستانها و نیروگاه ها و مردم نیاز دارد.

امروز باید کارون گل بارون شود و وقتی لب آن می نشینیم از ثانیه به ثانیه آن لذت ببریم، ولی بوی تعفن و در کنار آن نبود جایگاهی مناسب برای تفریح در کنار آن چهره کارون را عوض کرده است.

کارون گل آلود ومتعفن از انواع فاضلاب های شهر و پسابهای تمام موارد ذکر شده است، حتی جزیره های به زیرآب رفته کارون هم مدعی شده اند و می خواهند بگویند که آری ما زخم های کارون هستیم، چه مرهمی برای التیام این زخمها دارید.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 12:9
به شهر دود و ماشین خوش آمدید 

هر ساله و در برخی روزهای هفته در تهران آلودگی هوا به اوج می رسد و در روزنامه ها و رسانه ها می نویسند که هوای تهران شرایط بحرانی را سپری می کند و دود و ماشین در خیابان های شهر چهره شهر را عوض می کند و گویی تمام انسانها و موجودات زنده در تهران یا باید با ماسک به زندگی ادامه دهند و یا اینکه برای مدتی تهران و محل زندگی خود را ترک گویند و به جایی بروند که فقط و فقط بتوانند تنفس کنند.

27 اسفند 86 ساعت 20/21 شب است اهواز را به سمت تهران ترک می گوئیم، می خواهیم امسال را عید در کنار مامان و بابا باشیم.

28 اسفند ساعت 10 صبح احتمالا شهرری هستیم ، تانکرهای آب و کولرهای آبی بر روی تمام پشت بام های خانه ها وجود دارند و خانه های بتنی را تزئین کرده اند ، زباله های انباشته و علفهای هرز در کنار ریل آهن و مردی که یک کیسه برسردارد که انگار از زباله های کنار ریل قطار خرت و پرتی را جمع کرده تا بفروشد و نانی در بیاورد.

وضع مالی خوبی ندارند و این را می توان از نگاه ها و پاپتی بودن بچه ها فهمید، به جرات می توان گفت به گونه ای به قطار نگاه می کردند که انگار حسرت سوار شدن بر آن مثل یک زخم چرکین بر تن آنها نقش بسته بود .

قطار در حال حرکت است، لوله های عظیم و بزرگ و زنگ زده که مشخص نیست چرا اینقدر زیر باد و بارون مانده اند تا زنگ زده اند و انباری که جعبه های فراوان و چوبی در دل خود جای داده و سیم خاردارها محافظ آنها هستند و تیر برقهایی که چراغهایشان شکسته است و پرندگان یک پای ثابت مهمانان همیشگی این تیر برقها هستند و جوجه هایشان در آنجا به دنیا آمده اند و رشد و نمو کرده اند.

ماشین های فراوان از رده خارج شده و آن طرف تر پارکینگ های خالی یک شرکت که تمامی وسیله های نقلیه آن مثل اینکه شده اند وسیله نقلیه شخصی برای رفت و آمد و مسافرت مدیران و مهندسان شرکت.

خانه ای که متروکه است ولی اگر دقت کنیم چراغ نفتی را در پنجره آن می بینی، در کلبه ما رونق اگر نیست صفا است ، آنجا که صفا است در آن نور خدا است، مطمئنا همین گونه است و خانه نباید آنقدر مجلل باشد که برای رفتن به سرویس بهداشتی از 3 سالن . یک حیاط 200 تا 300 متری عبور کرد.

ساختمان شیک و مجلل راه آهن با سرامیک و سنگ های گرانیتی گرانقیمت می خواهد به ما بفهماند که تهران اینی نبود که ما می گفتیم باید وارد شوی تا دنیایی پرهیاهوی مرکز و پایتخت کشورت را ببینی ، اینجا چقدر با حاشیه فرق می کند، دیگر اینجا باید برای رد شدن از یک چهار راه حتما چند دقیقه ای را پشت چراغ قرمز بمانی برعکس حاشیه که چراغ همیشه سبز و خلوت است.

آپارتمان ها و برجهای سر به فلک کشیده که فقط و فقط انسانها را دریک جا جمع می کند ولی حتی نمی دانیم و نمی دانند اسم و فامیل همسایه طبقه پائینی و یا حتی کنار دستی چیست؟

به کارخانه دیگری می رسیم مرغابی که در دل آن شاید صدها کیلو آهن پاره وجود داشته باشد ولی خبری از آب و بازی بچه ها نیست، تا دیروز این مرغابی در پارکها پذیرای صدها کودک بود ولی امروز .....

کلاغ ها در درختان لانه کرده اند و خود را آماده زندگی مشترک کرده اند، صدای بلندگوی راه آهن مسافران محترم به تهران خوش آمدید، مقصد ما کرج است.

از پله برقی دورن ایستگاه راه آهن بالا می رویم و به سالن انتظار می رسیم، غرفهای رنگاوارنگ و صدای موسیقی و رانندگان زیادی که فقط دربستی مسافر می برند و در غیر اینصورت باید سوار اتوبوس و یا به دنبال تا کسی بگردی که مثل گشتن سوزن در انبار کاه است.

بالاخره هر جوری است سوار اتوبوس می شویم تا به ایستگاه مترو برویم، حسرت می خورم، اهواز با این همه ثروت و دارایی کجا و تهران کجا- اهواز مترو ندارد و تهران 4 تا 5 خط مترو که تمام شهر را در بر می گیرد و به کرج هم می رسد.

زندگی در تهران پرهیاهو و سخت است ، ولی باید زندگی کرد، خوشبختانه آنجا از گرد و خاک خبری نیست، خیابانهای سطح شهر تمیز و ماشین شهرداری در حال رفت و روب است و مغازه ها و دکان هایی که تغییر شغل چند روزه داده اند و ماهی و سبزه و وسایل سفره عید می فروشند و بازار آنها هم داغ داغ است.

هوای تهران بعد از ظهر احتمال دارد آلوده باشد ، این صحبت یکی از مسافران درون مترو است، چون دم عیده مردم به بازار می آیند و می خواهند خرید کنند و ماشین های زیادی به شهر می آید پس احتمال آلودگی هوا بالاست ، آری اینجا شهر دود و ماشین است.

صادقیه و بعد از آن کرج و میدان شاه عباسی، خیابان پدیدار و دیدار با مامان و بابا، آب و هوای آنجا از اهواز بهتر است و شهر شلوغ تر و نمی توانی تا ساعت یک شب به راحتی در خیابان عبور کنی، دم عید است باید مردم بپوشند و بگردند آن هم بهترینها را البته اگر...

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 15:45
سالی برای شکوفایی و نوآوری 

سال ۱۳۸۷ بنا به فرمایش مقام معظم رهبری سال شکوفایی و نوآوری نام گرفت و البته در کنار آن سال موش هم می باشد!

شکوفایی و نوآوری نامی بسیار جالب و در کنار خود بحث برانگیز است و می توان از این نام هزاران سوال و پرسش را در ذهن خود تداعی کرد، سالی که باید مردان و مسئولان و تمامی مردم کشور ما برای پاسخ به این سوال از جان مایه بگذارند تا شاهد شکوفایی و نوآوری حتی در منزل و زندگی خود و در خودمان باشیم.

روز اولی که رهبر سال را نوآوری و شکوفایی نام نهاد تمام حواسها بدلیل حساسیت موضوع هسته ای ایران به این سمت رفت و اگر هم به بیراهه نرویم خواه و ناخواه این مسئله بوجود می آمد.

اما مردم عزیز ایران باید با تمامی مسائل با نگرشی نو نگاه کنیم، باید نه دوست ندارم جمله ام دستوری باشد و باید در آن به کار ببرم، اما می توان با فکری نوتر و جدیدتر در آغاز سال جدید به تمامی مسائل نگاه کرد.

آقای وزیر نیرو برای قطع نشدن آب و گاز و برق مردم چه برنامه ای داری و چه نوآوری و شکوفایی در این صنعت مد نظر شماست؟

آقای وزیر نفت برای رفاه حال مردم از قضیه سهمیه بندی بنزین و همچنین کاهش درآمد آنها که باعث شده انها را به خط فقر نزدیک کند چه برنامه ای داری و همچنین برای افزایش جایگاه های سی ان جی چه راهکاری؟

آقای وزیر آموزش و پرورش برای مشکلات و معضلات آموزش و پرورش چه نوآوری و شکوفایی داری؟

آقای وزیر کار برای رفع بیکاری در کشور شما چه برنامه ای دارید؟

آقایان وزیر و آقای رئیس جمهور و رهبر معظم انقلاب تمامی مسائل و مشکلات مردم در همت و همان اقدام انقلابی شما خفته است و باید شما با بکارگیری افراد امین و مطمئن و کوتاه کردن دست مفسدان اقتصادی که می شناسیدشان و نامشان را بیان نمی کنید در متحول کردن کشور تلاش کنید.

آقای وزیر بهداشت شما چه برای نرخ های کمرشکن بیمارستانها و جراحی ها چه برنامه ای دارید؟

اما به استان و شهر خودمان برگردیم، آقای استاندار و آقایان فرماندار و شهرداران و بخشداران و ... و تمامی مسئولان استان ثروتمند و زرخیز خوزستان شما چه برنامه ای دارید برای شکوفایی استان ما شما می خواهید در استان چه نوآوری داشته باشید، شما می خواهید چه چیز نو و چه ابتکار جدیدی را به مردم نشان بدهید.

حرفها زیاد و گفته ها بی شمارن امیدوارم بتوانیم و بتوانید منشاء اقدامات خوبی برای کشورمان باشیم و اخبار آن را در رسانه ها و روزنامه های کشور و در کنار آن روزنامه خودمان شاهد باشیم.

امسال برای کشورمان باید سال  بی نظیری باشد البته اگر...

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 9:24