دیشب خواب دیدم دارم میرم مسجد بعد از خادم مسجد یه قرآن هدیه گرفتم ولی سر هدیه قرآن با هم توافق نکردیم و چون من از آن قرآن خوشم اومد همراه خودم بردمش و خادم مسجد ناراضی رفت، بعد از اینکه رفتم بازار خریدم رو انجام دادم برگشتم تا خادم مسجد رو راضی کنم.
وارد مسجد شدم دیدم افشین قطبی نشسته جای امام جماعت و شاید چیزی حدود ۱۰۰۰ تا برگه جلوی دستشه و داره یکی یکی اونا رو بررسی می کنه،سریع رفتم پیشش و بهش گفتم افشین خان مطمئن باش تو سرمربی تیم ملی می شوی ولی باید اینو یادت باشه اگه سرمربی تیم ملی شدی تا وقتی که پیروز هستی افشین امپراتور بهت میگن بعدش باید فکر دیگه ای بکنی و شاید هم هو بشی، مواظب برخی از مربی های داخلی باش که برای اینکه تو با اولین حضورت در ایران به جاهای بالا نرسی امکان داره تیمت رو خراب کنن، سعی کن به جای اینکه از نام های بزرگ استفاده کنی از استعدادهای بزرگ استفاده کنی و به جوانترها میدان بده.
بعد از اینکه با افشین خداحافظی کردم خادم مسجد رو دیدم بالاخره با یه خورده بالا و پائین کردن هدیه قران اونو راضی کردیم و اومدم بیرون، اما یادم رفت اینو بگم برق شادی در چشمان افشین برای اینکه من بهش دلداری دادم و اون فکر می کرد می تونه در اولین حضورش برای کشورش مفید باشه موج می زد.
امیرخان قلعه نوعی و بیژن خان ذوالفقار نسب و علی دایی و تمامی مربیان و فوتبالی های کشورمان بسیار محترم و با دانش در علم فوتبال هستند و برای تمامی آنها آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم امروز فردی برای سرمربی گری تیم ملی کشورم انتخاب شود که بتواند اگر در کوتاه مدت جوابگو نباشد در بلند مدت منشاء پیشرفت در تیم ملی باشد و می خواهیم که یک تیم ریشه دار بسازد.

