تبليغاتX
و اما خوزستان ...
میزگردی با شما و... 

چند وقتیه که اگه یه فرصت کوچیکی پیدا کنم می شینم و میزگردی با شما رو با مجری گری احمدبهارلو می بینم، برنامه ای قوی و افرادی دعوت می شوند که از اطلاعات خوبی برخوردار هستند و شاید من یکی به این برنامه و به این همه تسلط غبطه می خورم، شاید هم به این دلیل است که سنم به این قضایا و به این اطلاعاتی که می شنوم قد نمی کند، اما هزاران ایراد به این برنامه شاید پربیننده تلویزیونی باشد. اینکه زنگ می زنند و به قولی از ایران می گویند که آمریکا باید حمله کند و این تنها راه حل نجات ایران است، آیا با حمله آمریکا به ایران چه کسی باید مقاومت کند و جلوی بیگانه بایستد آیا من و تو عزیز هموطن کشته نمی شویم، آیا هزاران و شاید هم میلیونها کودک ایرانی یتیم نمی شود، آیا شوهر خواهرهای ما و شما کشته نمی شوند و آیا پدر من و پدر تو که نان آور خانواده ی ما هستند آسیب نمی بینند و آیا کشوری مثل عراق کنونی پیدا نمی کنیم با وجود اینکه سابقه درگیری و کشت و کشتار در کشور ما وجود دارد و از کشورهای بیگانه امثال مالک ریگی و هزاران انسان خوک صفت فریب خورده منتظر کوچکترین لغزشی هستند تا با چندرغاز پولی که دریافت کرده اند ضربه ای به نظام بزنند.

آیا فکر می کنید یادمان رفته است بمب گذاری های خوزستان را آیا فکر می کنید نرفتم و ندیدم خاکسپاری آنها آیا فکر می کنید ندیدم گریه ی دختر کلاس چهارم دبستان را که پدرش آرام در خاک خوابیده بود و آیا فکر می کنید ندیدم برادری را که بخاطر شهید شدن خواهرش در این حوادث چگونه برسر و سینه میزد و دیگر از شدت اینکه گریه کرده بود اشک چشمانش خشک شده بود و هزاران آیا و امای دیگر.

چه فکر کرده ایم با آمدن آمریکا می توانیم به عیاشی و خوشگذارنی بپردازیم و به قولی این نظام آخوندی را برکنار کنیم فکرمان کوتاه است اگر می خواهیم اینگونه فکر کنیم. باید منطقی باشیم و کمی با صبر و تامل و همه جانبه به این موضوع نگاه کنیم نه اینکه میروی سر صف نانوا و نان گیرد نمی آید و نظام را به این دلیل زیر سوال ببری خوب زودتر از خانه برو بیرون تا نان گیرد بیاید و نه اینکه انتظار داری کاری گیرد بیاید که بنشینی پشت میز و دستور بدهی و بعد سر ماه اینقدر هزار تومان هم حقوق به تو بدهند. نه این می شود همان نظامی که آمریکا و اسرائیل بدنبالش هستند می شود همان چیزی که جز تن پروری و جز فربه کردن اینگونه چیزها که فقط و فقط ذلت و محتاجی به بار می آورد.

من خودم هم با این نظام مخالفت هایی دارم ولی هیچ وقت حاضر نیستم که این نظام برانداز شود و تا آخرین قطره ی خون هم شده برای پایدار ماندن آن می جنگم این زمین آبا و اجداد من است در آن رشد کرده اند و من را بوجود آورده اند زمینی است که ناموس من در آن زندگی کرده اند زمینی است که مادران ما بوجود آمده اند و قرار است فرزندان ما بوجود آیند، چگونه به این راضی می شویم که آمریکا بیاید و حمله کند نه نباید به این باور برسیم که فقط و تنها راه حل نجات ایران حمله ی آمریکاست.

این روزها حتی شنیده ام که زنگ می زنند و می گویند  آقا در خیابان و در انظار عموم ما را به جرم بدحجابی گرفته اند و حرفها به ما زده اند و گویا ضرب و شتم هم شده اند، خواهران عزیز من شما مثل ناموس من و اصلا خواهر و یا مادر و هر چه دوست دارید فکر کنید و یا اینکه دختر همسایه ی من، این درست که ما با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی انقلاب کردیم و در شعارمان کلمه ی آزادی بزرگ می درخشد ولی آیا تا به حال نشسته ایم و فکر کرده ایم که آیا این فرهنگ در کشور ما جای افتاده است که بخواهیم با این گونه مدها در خیابان ظاهر شویم و آیا چنین جنبه ای است که در آینده این وضعیت به جایی کشیده نشود که هیچکدام از ما انتظار آنرا نداریم. به این فکر کرده ایم که مادارن ما چگونه زندگی کرده اند و به این فکر کرده ایم که فرزندان ما و دختران ما چگونه می خواهند زندگی کنند و آیا مادران و خواهران ما که خیلی قبل تر از ما زندگی می کردند هم با این پوشش بیرون می آمدند، این درست که ما باید امروزی فکر کنیم و امروزی پیش برویم و با دنیا و علم و جهان سوم زندگی کنیم تا از کشورهای جهان سومی عقب نمانیم ولی نباید به پوششی در عموم ظاهر شویم که هزاران چشم نامحرم به دنبال ما باشد ، می گویند چرا عاقل کند کاری که باز آید پشیمانی، می دانیم اگر اینگونه بیرون رفتیم با ما برخورد می شود پس چرا برویم.

از همه ی اینها بگذریم ما در ایران زندگی می کنیم ایرانی که به قولی ۲۷ و شاید هم ۳۰ سال است که از کشورهای اروپایی و آمریکا با تحریم های متعدد و گوناگون روبه رو است زمین نخورده ایم و با توکل به خدا و همت دستان پرتوان خودمان به قله های بلند و رفیع رسیده ایم و در این وصف حضرت محمد فرموده اند که علمی در ثریا نمی ماند که فارسی زبانها بدان دست پیدا نکنند. پس ما هم جهان سومی هستیم و عقب نیستیم و به علم روز پیش می رویم ایران را جایی بدانیم که قرار است در آینده مکانی برای رشد ایندگانمان باشد و آرامگاه من و تو. آقایان بهارلو و نوری زاده که دغدغه هر روزتان این است که به قول خودتان به اصلاح ایران بپردازید و حق و حقوقهای پایمال شده را بازگو و افشا کنید تا مردم را آگاه و مطلع سازید مردم ایران از تمام اتفاقات موجود باخبر هستند و حتی جریان دانشگاه های آمریکا را هم می دانند و جریان دانشگاههای ایران را هم جریان زد و بندهای پشت صحنه را هم کم و بیش دیگر احتیاج به این نیست که شما و امثال شما که گویا منافعتان را در ایران بدست نیاورده اید و با آن برنامه تان که یک طرف به قاضی میرود ساعتها به دخالت در امور ایران بپردازید.

جیبم پر نیست و پشتم هم و به قولی با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارم ولی حاضر نیستم ناموس و کیان وطنم دست آمریکائیها و اجنبیان بیفتد و دارایی آنرا به تاراج ببرند و هر روز مثل عراق کنونی شاهد کشته شدن صدها تن باشم. مطالبی که قبلا نوشتم همه و همه منتقدانه بوده اند ولی کشورم ایرانم را با تمامی خوبیها و دارایی ها و آمال ها و آرزوهایم عوض نمی کنم. بچه آخوند و بسیجی هم نیستم و در گوشم هم کسی حرفی نزده خودم هستم خود خودم میثمم کسی که درد جامعه امروز را می دانم ولی کشورم را دوست دارم و مردمانم را.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:43
باز هم ناآرامی در خوزستان! 

چند روزی میگذره که استاندار خوزستان امیر حیات مقدم استعفای خودش را برای وزارت کشور فرستاده و از قرار معلوم و بعد از هزاران شایعه او بدلیل مسائل خانوادگی و برخی هم می گویند بدلیل اینکه مسئولین نهادها و ادارات در اهواز و خوزستان با او همکاری نمی کنند ایشان تقاضای استعفا داده؛ اما اگر برگردیم به کمی عقب تر می بینیم که معاون سیاسی امنیتی استاندار هم به همین دلیل استعفای خود را تسلیم حیات مقدم کرد و از آن به بعد دیگر فردی به عنوان جانشین برای او پیدا نشد و خود استاندار این وظیفه را به دوش کشید.  اما حیات مقدم به گفته ی خیلی از مسئولین که گویا رابطه ی تنگاتنگی با او داشتند و برای پیشرفت خوزستان با او هم پیمان شده بودند بسیار فرد لایق و دلسوزی بوده ولی بعضی از مدیران هم که زمزمه برکناری آنها به گوش می رسید از استعفای حیات مقدم بسیار خشنود و خرسند هستند و شاید بعد از نمازهای روزانه و واجبشان دعا هم می کردند و به قول یکی از دوستانم در این برهه این تنها آرزوی مدیرانی بوده که خبر برکناریشان به گوش می رسیده.

تا یادم نرفته بگم بعد از اینکه شهردار منتخب توسط شورای شهر اهواز به وزارت کشور معرفی شد و استاندار با او مخالفت کرد و شورای شهر بر این گزینه اصرار خبر استعفای حیات مقدم به گوش رسید. و حتی شینده شد که حیات مقدم استاندار خوزستان در مشهد مقدس چنین تصمیمی را گرفته حتی طی ماههای اول استانداری حیات مقدم خبر برکناری او به گوش می رسید و می گفتند که او باید استعفا بدهد و حتی استعفا داده و اینگونه حرفها حال خوزستان باز هم شاهد ناآرامی در سیستم های مدیریتی خود است و اینکه چگونه باید افراد لایق و کاردان بر سر سمت های خود باقی بمانند این خود یک سوال بزرگ برای توسعه و پیشرفت در خوزستان است. خوزستان با شرایط حساس منطقه ای که دارد و هر روزه شاهد درگیری در قومیت ها و طایفه ها و بمب گذاری ها و غیره بوده ایم و شاهد ناآرامی ها و به گونه ای اهواز و خوزستان را که به پایتخت اقتصادی کشور معروف است را تشبیه به عراق امروزی کرده اند  چه موقع می خواهد آرام بگیرد خدا داند. در هر صورت منتظر قولهای دولت نهم و آقای احمدی نژاد هستیم واقعا خوزستانی ها مردم بلاگردان ایران هستند ولی چه موقع باید این بلاها از سر ما خوزستانی ها کنده بشود شاید این بار مسئولین کشور می دانند.

آقای احمدی نژاد اگر با استعفای حیات مقدم استاندار خوزستان موافقت شده  از شما خواهشی دارم فردی را جایگزین او کنید که از او لایق تر و با دانش تر و اینکه با مسائل و مشکلات خوزستان آشنا باشد و اگر قرار است فردی ضعیف تر جایگزین او شود آه و نفرین مردم را در پی دارد، حتی سعی نکنید فردی هم سطح و هم پایه او برای خوزستان استان شهیدان در نظر بگیرید چون خوزستان درحال ...

موفق باشید و سربلند و امیدوارم که همه چیز ایران را در بدست آوردن انرژی هسته ای ندانید و این را گوشزد کنم که امروز ایران احتیاج به آبادانی دارد و مخصوصا استانها و شهرهایی که ۸ سال جنگ به خود دیدند، آنها مستحق تر هستند و باید به آنها رسیدگی کنید.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:20
تائید یا رد صلاحیت 

بعد از اینکه شورای شهر اهواز روی کار اومد می بایست طبق قانون و مقرراتی که برای آنها در نظر گرفته شده شهرداری را برای شهر انتخاب کنند تا به قولی به آبادانی و زیبایی شهر برسند و ادامه کارهای عمرانی و شهرسازی را پیگیری کنند. اما شورای شهر در اولین انتخاب خود با چالشی بزرگ روبه رو شده به نام استاندار و متاسفانه یا خوشبختانه با مخافت او روبه رو شده اند شهردار انتخاب شده توسط استاندار مورد قبول نیست و به قولی حتی شنیده شده که استاندار با وزارت کشور مبنی بر رد تائید این شهردار اقدامات لازم را انجام داده و دراین خصوص شورای شهر اهواز هم موضع گیری کرده که اگر قرار است استاندار شهردار را تائید کند بهتر است شورای شهر منحل شود.

از این رو درگیری بر سر یک شهردار منتخب برای اهواز بالا گرفته و مخالف و موافق با شورا زیاد هستند و تنها مشکل اینکه چرا نباید این شهردار روی کار بیاید به قول استاندار پزشک و متخصص بودن او در امر داندپزشکی است، مخالفت استاندار با دکتر شریعتی در حالی صورت گرفته که شریعتی معاون سیاسی امنیتی استاندار سابق خوزستان و خود حیات مقدم استاندار فعلی بوده است. این درست که او سیاسی انتخاب شده و از جناح چپ هم می باشد و به قولی تخصص در کارهای عمرانی و شهرسازی و زیباسازی شهر را ندارد ولی می گویند ارتباط خوبی با دو جناح سیاسی و نخبگان و دانشگاهیان در مدت حضورش در خوزستان برقرار کرده بود و توانسته بود از آنها برای موفقیت درکارش استفاده بگیرد.

اما این را باید گوشزد کرد که اهواز دیگر شهر آزمون و خطا نیست و باید برای آبادانی و سربلندی او تلاش کرد و کوشید باید عقب ماندگی های ناشی از جنگ را جبران کرد باید مرکز استان خوزستان ثروتمندترین استان کشور را که اهواز نام دارد زیبا و سرسبز و در خور نامش ببینیم این استانی که سرشار از منابع خدادادی از جمله نفت و گاز و صنایع پتروشیمی فولاد و کربن و هزاران معدن و منبع دیگر است نباید به این شکل باشد در هر صورت امیدواریم این غائله شهردار متعهد و باتجربه و متخصص که قرار است برای اهواز انتخاب شود ختم به خیر شود و اهواز شهرداری را به خود ببیند که می بایست سالها پیش می دید.

حال باید دید که آیا با این همه رایزنی که توسط نمایندگان شهر اهواز و استاندار با وزارت کشور در جهت رد صلاحیت شهردار رخ داده چه کسی شهردار اهواز می شود این را هم یادآور کنم که می گویند شورای شهر برای انتخاب شهردار محدودیت داشته و شهردار منتخب نه باید عرب باشد و نه لر! و این را هم اضافه کنم ۳ نفر از اعضای شورای شهر در انتخاب شهردار نقشی نداشتند و  حتی برای این جلسه حتی دعوت هم نشده بودند! و می گویند و ما هم شنیده ایم که هیچ کدام از افرادی که صلاحیت لازم را برای این کار داشته اند با شورای شهر حاضر به همکاری نبودند و دست رد به سینه شورا زده اند. خدا به خیر بگذرونه.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:58
شهردار اصلاح طلب! 

شهردار اهواز هم انتخاب شد، امروز بعد از حرف و حدیثهای بسیار در خصوص فردی لایق و کاردان برای مدیریت شهر اهواز محمدرضا شریعتی اهل بهبهان و به قولی معاون سیاسی امنیتی استاندار سابق توانست این عنوان را کسب کند و البته سیدحمید حسن زاده شهردار سابق خرمشهر و مسجدسلیمان توانست عنوان رئیس شورای شهر اهواز را از آن خود کند.

به این می گویند یک ترکیب کاملا اصلاح طلب به طوری که دو تن از نماینده های شورای شهر به نام اسکندر زنگنه، سیدرضا فلاحی مقدم که گویا از نیروهای این طرفی هستند در این جلسه غایب بوده اند آن هم در این جلسه ی به این مهمی یعنی انتخاب شهردار و انتخاب رئیس شورای شهر!

در هر صورت احساس کردم لازم است این مطلب را بنویسم که شورای شهر اهواز از ابتدا با قهر و دعوا و جنگ (شاید) شروع شد. امیدواریم که ختم به خیر شود و مشکلی پیش نیاید.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:20
انتخاب شهردار 

این روزها در اهواز و شاید هم هر شهر دیگر کشور یکی از داغ ترین بحث های روز بحث انتخاب شهردار می باشد و همه مخصوصا شهرهای که رو به رشد هستند نگران این هستند که مبادا شهرداری روی کار بیاید که با معیارهایی که مردم دارند نخورد و یا اینکه شهرداری باشد از شهردار قبلیشان ضعیف تر.

و اما اهواز شهری که شاید هر وقت شهرداری برایش تعیین شده بیشتر جنبه ی سیاسی داشته تا جنبه ی خدمت به مردم شهر و اینکه شهری بسازد در خور و شان مردم، اهواز چند وقتی است که می خواهد زور بزند و بشود مثل شهرهای تراز اول کشور و به قولی هر کس به این شهر سفر کند آرزویش این باشد که دوباره اهواز را ببیند ولی از بخت بد ما اهوازی ها و به قول شهرداران پیش روی در حاشیه ها باعث این شده که نتوانند به خوبی شهر را تحت کنترل خود دربیاورند.  می گویند و ما هم شنیده ایم که آری شهردار اهواز هر که می خواهد باشد وقت پایان آمدن دوره اش شروع به بخور بخورهای فراوانی می کند و شاید هم میلیاردها تومان اختلاس که بعدها شهردار جدید می آید با یک صندوق خالی مواجه شود و هزاران کار نکرده و عقب افتاده.

فردهای مختلفی برای شهردار شدن اهواز مطرح است که هر کدام بیشتر جنبه ی سیاسی دارد تا خدمت به مردم این می خواهد فردی بیاید سرکار که حرف شنوی داشته باشد و جیبش را هم در نظر می گیرد چون میلیون ها تومان پول بی زبون را در موقع انتخاب شدنش در شورای شهر خرج کرده و آن می خواهد کسی بیاید سرکار که حتی برای یک بار هم به او نگوید که بالای چشمت ابروست. در هر صورت انتخاب شهردار برای اهواز بحث داغ و مهمی است و روزنامه نگاران اهواز و خوزستان نگران انتخاب شهردارشان هستند. شهردار باید کسی باشد که در آبادانی و زیبایی و بازسازی و مرمت و نوسازی و همچنین فضای سبز آسفالت و هزاران بحث دیگر که مربوط به شهرداری است خبره باشد و کار کند و حتی اگر شده خودش آستین بالا بزند و نگذارد برای اینکه بودجه لازم نیست تا حقوق کارگران شهرداری را بدهند شهر کثیف و آلوده بماند و هر روز مردم بشنوند که کارگران شهرداری حقوق نگرفته اند و تا ۴ روز زباله ها را جمع آوری نمی کنند و یا اینکه ...

بگذریم امیدواریم شهرداری برای اهواز تعیین شود که مردم از وجود او لذت ببرند نه او را لعنت و نفرین کنند و آه بکشند که چرا به فلان کاندید رای دادند تا این شهردار سرکار بیاید.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:19