آماری که برق از کله ی آدم می پراند این مطلبی که امشب یا شاید هم امروز در اولین دقایق بامداد می خوام بنویسم. داشتم روزنامه ایران ۱۱ بهمن همین چند روز پیشش و صفحه ۹ رو می خوندم که با آماری برخورد کردم که واقعا انسان و یا هر ایرانی اونا رو می بینه و میشنوه برق از چشم و کله و همه ی اعضای بدنش می پره. هر ۳ دقیقه در ایران یک نفر معتاد می شود! ۹۰ درصد پسرها و دخترهای تهرانی با هم ارتباط نامشروع دارند! ۳ میلیون دانش آموز معتاد داریم! و یا اینکه از هر ۱۰ ازدواج ۴ تا به طلاق منجر و ۲ تای دیگر آن تا مرز طلاق میروند و ۲ تای دیگر آن پای یکی دیگر وسط بوده و یا زندگی خوبی ندارند و زیر خط فقر هستند. اینها یعنی فاجعه قرار است چه اتفاقی بیفتد خدا می داند ولی با این تفاسیر باید مراقب باشیم و چهار چشمی همه جا را بپاییم و حواسمون جمع باشه که مبادا ما هم بریم جزو این دسته از آماری که نام بردم.
به خدا این روزها پسر و دختر برای اینکه می دانند ازدواج کاری بسیار سخت و شاید شاه کش باشد ازدواج نمی کنند و آمار سن ازدواج هر ساله بالا و بالاتر و نسبت به آن آمار طلاق هم بالا و بالاتر می رود. تعداد بیکاران، مجرمان و یا هر چیز منفی دیگر در حال افزایش است و پسر و دختر مجبور می شوند که دست به چنین اقداماتی بزنند. یا اینکه اکثر دختران در دوران راهنمایی و دبیرستان که دوران شکل گیری هویت آنها است به فرار مجبور می شوند و یا اینکه در یک دوستی، ناخواسته عفت خود را از دست می دهند و به جمع آمار فراری ها و بزهکاران اضافه می شود و برای اینکه شبها سرپناهی داشته باشد و در خیابان نماند مجبور به تن فروشی هم می کند و آن پسری که نمی تواند ازدواج کند و از عهده مخارج آن برنمی آید مجبور می شود دست درازی به ناموس مردم که البته دیگر خانواده آن را لکه ی ننگ می دانند بکند. و همچنین پسرها در همین دوران اکثر به مواد مخدر و یا ارتباط نامشروع و روی آوردن به جنس مخالف و اینکه چون دوران سرکشی آنهاست و از خانواده منع می شوند مجبور می شوند محبت را در خیابانها و از دختران مدرسه ای طلب کنند.
هر ۳ دقیقه یک نفر معتاد شاید بدلیل بیکاری و یا افسردگی و شاید هم شکست های فراوان و ناامیدی در زندگی باشد که چنین اتفاقی در کشور در حال رشد و افزایش است. سخت است ببینی هموطنت در گوشه ی خیابان در حال جان کندن است بدلیل اینکه به مواد مخدر و افیونی دچار شده است. و از همه بدتر آمار طلاق است که تاثیر آن مخربتر از زلزله و اثر گذارتر و ماندگارتر از فوت نزدیکان است که این روزها در کشور دارد به یک امر عادی و شاید هم روزمره تبدیل می شود و باید هر روزه بشنویم که این تعداد زن و مردی که با آرزو زندگیشان را شروع کردند از هم جدا شده اند و می ماند اشک و آه پدر و مادر که زندگی فرزندشان خراب شد و آرزوها و امیدهای آنها به یاس و ناامیدی تبدیل شده است.
اما دانش آموزان کسانی که به قولی آینده کشور را می سازند و باید از همان دوران راهنمایی با آنها برای تشکیل زندگی و تشکیل هویتشان صحبتها شود. و آموزش ها داده شود .حساسترین دوران برای شکل گیری هر انسانی دوران راهنمایی و بلوغ و اوج سرکشی ها و غرور آنها است. باید کنترل شوند نه به صورتی که دریابند کنترل شده اند نه باید به گونه ای کنترل شوند که خوب و بد را تشخیص بدهند و بدانند که چه کسی دوست و چه کسی دشمنشان است نه اینکه صرفا به درس و مشق بپردازند چون آن وقت وقتی به مرحله ی تشکیل زندگی رسیدند احتمالا با خیلی مسائل آشنایی ندارند و باعث شود غرور و دروان سرکشیشان آنجا گل کند. آموزش و پرورش اینجا مهمترین نقش را باید ایفا کند و بعد از آن خانواده ها باید آنقدر مصمم و جدی برای تربیت فرزندانشان وقت بگذارند و همت کنند تا شاهد چنین آمار اسفناکی در ایران اسلامی نباشیم.
هیچ فردی دوست ندارد ناموسش ارتباط نامشروع داشته باشد و یا فرزندش معتاد و یا دختر و پسرش زندگی ناموفقی داشته باشد. آموزش و پرورش و تشویق دانش آموزان چه از لحاظ مادی و چه روحی و یا حتی با بردن دانش آموزان به اردوهای مختلف و یا اینکه آموزش دادن آنها سرکلاس برای چگونگی ارتباط با جنس مخالف و یا شرح دادن چگونگی تشکیل زندگی موفق و تمام اینها از جمله اقداماتی باید باشد که در دستور کار آموزش و پرورش قرار گیرد و خانواده ها و اولیا و مربیان باید در نظر داشته باشند کوچکترین کم کاری یعنی خیانت به نسلی که قرار است بوجود آید.
دعایم کنید این روزها خیلی گرفتارم منتظر یه خبر خوش هستم تا بتونم تاریخ عقد و عروسیم رو مشخص کنم ولی متاسفانه تاکنون اون خبر خوش بدست ما نرسیده . دعایم کنید بچه ها دعا
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 و ساعت 0:25