تبليغاتX
و اما خوزستان ...
عیدتون مبارک  

خوب قبل از هر چیزی پیشاپیش عیدو به همتون تبریک می گم و امیدوارم که سال خوبی داشته باشید.

امسال سال خوبی نبود ولی آقای سردبیر یه کاری کرد که آخر سالی یه خورده خوش به حالمون شد. حقوق و عیدی بابا سردبیر ما آخرشه ای ول سردبیر

بگذریم ما هنوز سرکاریم یعنی امروز ۳ تا روزنامه و ویژه نامه داشتیم یه ویژه نامه که مال بهبهان بود روزنامه ی فرهنگ جنوب خودمون و هفته نامه رسانه جنوب خدایی دیگه روز آخری کمرمون برید.

ولی کجاش دیدید انگاری قراره یه ویژه نامه بیاد از اندیمشک که تا سوم می خوان آماده باشه  و سردبیر هم برای اینکه تلافی کنه با چاپخونه و لیتوگرافی صحبت کرده که اونا دوم بیان سرکار و اونا هم از شانس بد ما قبول کردن می خوام خودمو بکشم کسی نیست کمکم کنه!

بابا شوخی کردم ولی خدایی می خوان ۲ روز تعطیلی عید رو هم از ما بگیرن خوب بابا ۳۶۵ روز کاری اونم تو اهواز و خوزستان که هر روز یه اتفاق جدید توش میفته یه استراحت ۱۳ ۱۴ روزه می خواد درست می گم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384 و ساعت 22:25
دلم گرفته  
 خیلی دلم گرفته اینقدر زیاد که چند وقتی رو بخاطرش ننوشتم شاید هم نباید می نوشتم چون امکان داشت کسایی رو که وبلاگمو نگاه می کنن یه خورده حالشون گرفته بشه برای چی دم عیدی حالشون گرفته بشه.

بگذریم. ۲۴/۱۲/۸۱ مادربزرگم عمرشو داد به شماها مادربزرگم خیلی نمونه بود اونقدر نمونه بود که حتی نمی تونید تصورش رو بکنید هیچ وقت من از مادربزرگم از مادرجونم برای یک بار تو نشنیده بودم خیلی دلم گرفته تازه آموزشیم تموم شده بود یعنی تازه رفته بودم خدمت مادربزرگم چقدر خوشحال بود منو تو لباس خدمت می دید ۱۹/۱۲/۸۱ آموزشی من تموم شده بود و داشتم خودم رو برای رفتن به مهران- صالح آباد پاسگاه هلاله شمالی که در ۵۰۰ متری پاسگاه عراق بود آماده می کردم و ادامه ی خدمت چقدر مادربزرگم خوشحال بود و چقدر ذوق می زد چقدر صلوات می فرستاد و چقدر منو بوس می کرد ولی دست تقدیر نذاشت اون خوشیها ادامه پیدا کنه ۲۹/۱۲/۸۱ بود که رفتیم مرز چقدر دلگیر بود و چقدر حالم گرفته بود.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384 و ساعت 13:23
سال 85 (خوب یا بد)؟ 

خوب انگار داره یواش یواش تموم میشه شاید هم تموم شده و ما خبر نداریم و یا اینقدر بدنمون داغون و خسته است که اگر هم تموم بشه باورمون نمی شه اما یه چیزای ازش بخاطرمون می مونه که بی خیال بشیم بهتره یعنی اینجا زیاد بهش نپردازیم چون هنوز دلمون داغه از حادثه ها و اتفاقات ناگوارش.   بگذریم سال ۸۴ با تمام بدیهاش حدود ۱۱ روز دیگه بیشتر نداره داره میره و روزهای آخرشو سپری می کنه شاید هم منتظر یه فرصته تا بیشتر نشون بده که ای بابا هنوز ۱۱ روز دیگه دارم و هنوز می تونم بگم که سال ۸۴ تموم نشده و می تونم نشان بدهم که اماده ی هر گونه اتفاق برای شما هستم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384 و ساعت 12:0
9 روز با خوزستان 
خوب هفته ی پیش تو خوزستان از دستگیری عوامل بمب گذار بگم و اعدام دو نفرشون و حبس ۲تا ۲۰ سال بقیه ی افراد بمب گذاری خیابان نادری اهواز. دستگیری بمب گذار بانک سامان. تهدید به مرگ شدن مولا هویزه نماینده دشت آزادگان. به دنیا اومدن بچه ی یکی از شهدای بمب گذاری خیابان نادری اهواز. شنیدم که مادر و خواهر علی عفراوی بمب گذار اهوازی خودکشی کردن!


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 و ساعت 9:16
اعدام و شروع جنگ روانی! 
دقیقا بعد از اعدام دو نفر از عوامل بمب گذار اهواز که وهابی و سنی و به قولی زرقاوی بودند جنگ روانی بین مردم و همشهریان اهوازی شروع شده و حرف و حدیث های بسیاری هست ولی خوب باید به سیستم قوی اداره ی اطلاعات و نیروهای امنیتی کشور که در کشور و بیرون از کشور وجود دارند اعتماد کرد چون آنها کارشون رو خوب بلدند و خیلی خوب می تونند از عهده ی کار بربیان.

و اما بین مردم اهواز شایعه شده که این دو نفر اعدام شده بمب گذار نبودند یا از کجا معلوم که بمب گذار بودند و... ولی آیا یک عقل سلیم یک انسان بالغ و آگاه به شرایط موجود در اهواز و حساسیت آن و اقدامات انجام شده توسط نیروهای امنیتی کشور باید کار این نیروهای امنیت طلب را لوث کند.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه سیزدهم اسفند 1384 و ساعت 7:46
باز هم بمب در اهواز 

ساعت ۱۰:۲۵ دقیقه امشب در خیابان ۹ غربی کیانپارس روبروی ستاد اجرایی امام خمینی خوزستان در کنار جدول و زیر بوته های کاشته شده توسط شهرداری یک بمب صوتی منفجر شد.

که بر اثر این انفجار جدول و شیشه های ساختمان اطراف تخریب شدند ولی خوشبختانه تلفات جانی دربر نداشت از چند کارگر که آنجا مشغول کار بودند  وقتی سوال کردیم می گفت ما از ترس تا ۱۰ دقیقه بیرون نزدیم و سر درد شدیدی داریم وقتی خوب اطراف رو نگاه کردیم دیدیم یکی از سقف های ساختمان جفتی هم تا حدودی تخریب شده جمعیت زیادی اومده بود ولی باز هم مثل همیشه با خبرنگارا بد رفتار شد و نزدیک بود با یه مامور مخفی اطلاعات درگیر بشیم! چون نمی ذاشت بریم خبر رو تهیه کنیم  و مدام جلومون رو می گرفت که سرگرد .... اومد و به قائله فیصله داد و گرنه احتمال خونریزی بود

راستی یکی از بچه های اطلاعات که اونجا مستقر بود وقتی داشت به گوشی همراهش صحبت می کرد خبر از انفجار یه بمب دیگه رو  تو گلستان می داد شاید هم چون چهارشنبه سوری نزدیکه دارن خودشون رو آماده می کنن و اینا دستگرمی باشه!

خلاصه بمب گذارها امروز بعد از اعدام ۲ نفر از اعضای باندشون بدجوری حالشون گرفته و به گفته ی خودشون می خوان انتقام بگیرن و برای گرفتن این انتقام خدا شاهدات می دهد.

نمی دونم این دمه عیدی چه بلای قرار سرمون بیاد ما هم خبرنگاریم و هر آن امکان هر اتفاقی داره !دعامون کنید چون قراره عید قاطی مرغا بشیم.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در جمعه دوازدهم اسفند 1384 و ساعت 0:11
اعدام برای عبرت یا وحشت 

باز هم مثل همیشه خبرنگارا سرکار رفتن و به لحظه ی موعد و مقرر نرسیدن. ساعت ۹ شد ساعت ۸ و شاید هم ۷ بوده ولی به نظر من انگار همون دیشب طرفای ساعت ۳  شاید هم ۲ اعدامشون کردند.ساعت ۸:۵۰ بود که رسیدم دیدم خیلی شلوغه و مردم همه ایستادن و جرثقیل هم بالای پل ولی از اعدامی ها خبری نیست و مردم هم منتظرن چند نفری گفتن اعدامشون کردن و چند نفری هم می گفتن ما که چیزی ندیدم ولی انگار مرغ از قفس پریده بود یعنی یک ساعت زودتر از موعد مقرر اعدامشون کرده بودن و بازهم خبرنگارا سرکار رفته بودن


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 10:47
اعدام بمب گذارهای اهواز در ملاء عام 
امروز ساعت ۹ صبح بمب گذارهای خیابان نادری اهواز در ملاء عام اعدام خواهند شد .

امروز باید دید چه کسی و برای چه در ماه رمضان بابا و برادر و مادر و خواهر را کشته است امروز باید دید این نامرد صفتان چگونه به چوبه ی دار اویخته می شوند.

امروز روز انتقام اشک ریخته ها و دلشکستگان است امروز باید دید که و برای چه به قلب مردم زده و خون آنها را بر زمین ریخته امروز باید دید و گفت.

بدنم داره یخ میزنه وقتی یاد انفجار پاساژ کارون میفتم وقتی رسیدم خون سرخ تمام جاده رو پر کرده بود سر درد شدیدی گرفته بودم و سرمو لای دوتا دستم گذاشتم و چشمامو بستم تا سر درد آرام شود ولی نشد و قلبمان آکنده شد.اعدام را می بینم و می نویسم چه گذشت.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384 و ساعت 7:50
خوزستان در حادثه  

دیروز وقتی رفته بودم برای تودیع و معارفه ی فرمانده ی نیروی مقاومت بسیج خوزستان با خیل جمعیت روبه رو شدم و این جلسه به نحو اهسند برگزار شد و از این به بعد سردار سعادتی شد جایگزین سردار کلولی دزفولی فرمانده ی سابقه نیروی مقاومت بسیج خوزستان

بگذریم جلسه که تموم شد سریع برای پیاده کردن خبر جلسه به سمت دفتر روانه شدم و خواستم که اولین نفری باشم که خبر رو به دست سردبیر میدم. اما انگار امروز کار ما تازه شروع شده بود و خدا می خواست یه سوژه خوب سر راهم قرار بگیره و اون سوژه هم زیر ذره بین من.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت 6:35
تو که نماز نمی خونی چرا گریه می کنی! 
خیلی سخته آدم این جمله رو از یکی بشنوه خیلی شاید وقتی یکی دلش شکسته باشه و دار زار زار گریه می کنه و از اینکه حرم امام هادی و امام حسن عسکری رو بمب گذاشتند و به این روز درآوردند ناراحته و خیلی غمگینه خیلی براش سخت باشه که بهشن بگن تو که نماز نمی خونی چرا داری برای اماما گریه می کنی!

این حرف رو دیروز یکی از بچه ها بعد از نمازش به من زد گفت میثم دیشب خواب دیدم که دارم بخاطر خراب شدن حرم امام هادی و امام حسن عسکری زار زار گریه می کنم بعد یه مردی با لباس سبز اومده و کنارم ایستاده گفته تو که نماز نمی خونی برای چی گریه می کنی!


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در یکشنبه هفتم اسفند 1384 و ساعت 10:29
روزنامه همسایه ها و بمب! 
خبر واقعا شوکه کننده بود و تا چند دقیقه ی اصلا باورم نمی شد ولی انگار حقیقت داره روزنامه ی همسایه ها که پرتیراژترین روزنامه ی خوزستان بوده و یکی از پر طرفدارترین روزنامه های استان الی الخصوص اهواز بوده و چیزی حدود ۶۰ تا ۷۰ نفر هم در خود جای داده توقیف شد!

به قول عادل انگاری وضع روزنامه ها واقعا خرابه اونم از نوع خوزستانش اما عادل یه چیزه خوب هم می گه که هر کسی که قدرتمند تر وسط می مونه ولی به نظر من همسایه ها ضعیف نبود که بخواد از گود خارج بشه حالا چرا توقیف شده الله یعلم!


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه ششم اسفند 1384 و ساعت 10:15
قلبمان فرو ریخت 
امروز روز اشک است روز گریه روز غم و روز آه و ماتم باز هم دست های پلید بیگانگان شیعیان را داغدار کرد. باز هم کفار به قلب شیعیان زدند.امروز حرم امام حسن عسکری توسط خدانشناسان با بمب فرو ریخت و ۲۲ نفر را هم کشت.خدایا  چرا این نامردان را خشک نمی کنی چرا قدرتت را نشانش نمی دهی تا به کی به مسلمانانت و شیعیانت توهین شود.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 23:31
از همه ی بدقولی هایتان خسته ام آقایان 
خیلی وقت صحبت سفر احمدی نژاد به خوزستان تو محافل مطبوعاتی الی الخصوص تو خوزستان داغ داغه و هر چند روز یک بار می شنویم که قراره محمود خان احمدی نژاد به خوزستان سفر کنه ولی این سفر کی قراره اتفاق بیفته خدا می دونه!

یه روز تو سایت های خبری یه روز تو روزنامه یه روز تو تلویزیون و یه روز هم ....  خوب شاید قرار باشه تا آخر سال هر روز یه اتفاق بیفته تو خوزستان . بعد قول رئیس جمهور که گفته بود من تا آخر سال به خوزستان سفر می کنم و خودم مشتاقتر از مردم خوزستان هستم که آنها را ببینم چی! ولی انگار هنوز این سفر قطعی نشده و نه ما محمود احمدی نژاد رو دیدیم و نه اون ما رو.

یه روز می گن هوا بد بوده یه روز می شنویم از مردم بخاطر بمب گذاری بوده یه روز می گن اهواز ناامنه و یه روز هم...


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در سه شنبه دوم اسفند 1384 و ساعت 22:53
تروریست دست بردار نیست 
دیشب من و مجتبی و غلامرضا مشغول تماشای تلویزیون بودیم سریال حس سوم که یه دفعه صدای مهیب بمب همه ی ما رو به بالای پشت بام کشاند تا ببینم این صدای انفجار از کجابوده.

خیلی این ور و اون رو نگاه کردیم دیدیم یه دود تقریبا غلیظی تو آسمونه که اونم از سمت کیانپارس اهواز بوده بعد از چند بار تماس گرفتن این ور اون ور بالاخره فهمیدیم که بمب در یک ساک دستی و کنار یک درخت تو کیانپارس خیابان الهام نزدیکی های باشگاه استقلال اهواز بوده

می دونید چیه این خبر دقیقا مصادف شده بود با اطلاع رسانی سایت های خبری از اومدن رئیس جمهور به خوزستان!


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در دوشنبه یکم اسفند 1384 و ساعت 10:14