تبليغاتX
و اما خوزستان ...
سال 84 همین 30 روز رو داری 
بالاخره آخرین ماه سال ۸۴ داره یواش یواش پیداش میشه و شاید با فرا رسیدن اسفند دیگه سال ۸۵ از خواب بیدار شه و بدونه که باید بیاد و عمر خودش رو تو این ۳۶۵ روز سپری کنه

خوب از حاشیه بگذریم سال ۸۴ سال خوبی برای هنرمندان و نخبگان و روزنامه نگاران و خبرنگاران و اهواز نبود اول سال ۸۴ بود که بمب گذاری در اهواز باعث کشته شدن ۶ نفر از همشهریهای ما گشت.

۶ نفر بی گناه زن و بچه و مرد کشته شدن همه هم بی گناه یادمه مردم خوزستان روزهای پر التهابی رو داشتن و هر روز یک مشکل جدید تو استان برای مردم بوجود میومد و هر خانواده ی به نوعی تو این مشکلات یه ضربه خورد.

سال ۸۴ سال خوبی نبود.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه بیست و نهم بهمن 1384 و ساعت 9:37
باز هم خوزستان (اهواز )سربلند بیرون امد 
احتیاجی به گفتن نیست هر عاشق و شیعه ای که امروز برای عزاداری امام حسین آمده بود بیرون اهواز را دید با توجه به اینکه تهدیدها و شایعه ها مبنی بر اینکه می خواهند امروز را ۱۲ بمب بذارند منافقانه از خدا بی خبر باز مردم و شیعیان خوزستانی برای سرور و سالار شهیدان کم نگذاشتند.

منافقان و تجزیه طلبها مطمئن باشید خوزستان فقط با نام ایران زنده است همانطور که ایران با نام خوزستان زنده است و تا زمانی که ایران هست و ما جوانان را دارد خوزستان را هم دارد.

اهواز امروز سربلند بیرون آمد امروز جا دارد از نیروهای بسیج نیروی انتظامی سپاه بسیج و همه و همه ی عوامل امنیتی که امنیت را برای عزاداران به ارمغان آوردند تشکر و قدردانی کرد و دست آنها را صمیمانه فشرد و بوسید. خدا قوت و همیشه خدا و امام حسین پشت و پناهتان باشد و عاقبت بخیری و سلامتی شما آروز قلبی ماست.

خوزستان سربلند عاشقانه برای سربلندی تو با هر مخالف و تجزیه طلب و کمونیست تروریست و منافقی می جنگیم ما مردان جنگیم و برای خوزستان تا اخرین نفس و قطره خون می جنگیم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه بیستم بهمن 1384 و ساعت 18:45
یه حرف دردناک از مدیرعامل باشگاه فولاد خوزستان و انرژی هسته ای! 
وقتی که تیم قهرمان یعنی فولاد خوزستان از همه جا و همه کس ناامید میشه دست به دامن تیم پاس تهران میشه!

فکرش رو کنید مسعود رضائیان مدیر عامل باشگاه فولاد خوزستان که قهرمان فصل گذشته لیگ برتر باشگاه های کشور بوده اومده و به همه جا رفته سر زده ولی کسی انگار تیم قهرمان رو تحویل نگرفته و هر جا رفته که بتونه میزبانی رو بگیره یا مدیران آسیایی قبلو نکردن و یا مدیر مجموعه با این میزبانی مخالفت کرده و یا زمین خراب بوده والله چی بگم.

و اما نوبت رسید با زمین شهید دستگردی که زیر نظر تیم پاس تهرانه می دونید رضائیان تو نامه ی که برای مدیر عامل تیم پاس فرستاده چی نوشته بخونید ببینید که رضائیان چی گفته و تو نامه اش چی نوشته خطاب به مسئولان تیم پاس چی نوشته که دل من اینقدر به درد اومده


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در دوشنبه هفدهم بهمن 1384 و ساعت 1:43
چی بگم دلم خونه! 
امروز رو با خوبی آغاز کردیم و خودمو برای یه روزه کاری آماده کرده بودم خلاصه جونم براتون بگه امروز از اون روزای بود که میثم حال کار کردن رو داشت و اگه تا فردا هم کار بود میثم می خواست همه رو انجام بده ولی ای کاش این حال تا آخر روز به بدنش می مونده و گرفته نمی شد.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 1:38
فولاد پرسپولیس را کشت 
خیلی وقت بود منتظر این بازی بودم و خیلی دوست داشتم این بازی هر چه زودتر برگزار بشه تا از نتیجه اش باخبر بشم . این درست که من یه پرسپولیسی هستم ولی هیچ وقت تیم شهر و استانمو به یه تیمه دیگه ای نمی فروشم. بازی خوبی بود هر دو تیم بازی زیبا و تماشاگر پسندی رو به اجرا گذاشتند ولی انگار این پرسپولیس قرار نیست پرسپولیس بشه!


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 0:52
ماه حسین و 72 تنش بر تمام شیعیان تسلیت 
ماه محرم  ماه خون ماه حسین ماه علی اصغر ماه قاسم ماه عباس ماه ۷۲ تن ماه اشک و ماه ماتم و ماه سرور و سالار شهیدانه وقتی دارم این مطلب رو می ذارم تو وبلاگ یه هو به یاد همکارامون تو هواپیمای سی ۱۳۰ میفتم آخه تو یکی از روزنامه ها خوندم اونا قبل از شهید شدنشون گفتن یا حسین و بعد ارتباط قطع شده. اشک امونمو بریده نمی دونید دارم بی اختیار اشک میریزم ۴۰ تا از همکارای ما شهید شدن و موقع شهید شدنش یا حسین گویان شهید شدن خوشا به سعادتشون حسین گویان شهیدشدن و حسین رو همیشه به یاد داشتن یا حسین یا حسین یا حسین یه هو  یاد خبرنگار فارس میفتم دوقلوهاش یاد بچه های ایسنا یاد ایرنا یاد بچه های صدا و سیما یاد تمام دل تنگی های خودم یاد تمام شهیدا یاد تمام کسایی که برای حفظ این وطن راه امام حسین رو تو جبهه انجام دادن خیلی دلم گرفته است امسال ماه محرم شاید برای من ماهی باشه که هیچ وقت فراموشش نکنم یه هو یاد ماه محرم پارسال میفتم خرمشهر بودیم هیئت های بزرگ داشتن عزاداری می کردن و یاد حرف مجتبی افتادم که گفت میثم برای عاشورا بیاین شوشتر ولی اهواز رو به هیچ جا نمیدم. حتی به کرج! چون مامان گفته میثم این ۴ / ۵ روز تعطیل رو بلند کن بیا کرج قراره نامزدت هم بیاد می تونی باهاش بیشتر صحبت کنی چون قراره یه عمر با هم زندگی کنید. نه اهواز رو به اونجا هم نمیدم امسال فقط می خوام اهواز باشم و تو اهواز برای امام حسین عزادارای کنم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در جمعه چهاردهم بهمن 1384 و ساعت 1:33
بیچاره قهرمان 
ای کاش فولاد قهرمان نمی شد تا این همه مشکل گریبانگیر این تیم خوزستانی و این تیم شهرستانی نشود. چند روز پیش تو وبلاگم نوشتم آزادی آبرو داری می کند ولی ای کاش اینو نمی نوشتم.

بالاخره بعد از ۴۰ سال یه تیمی خوزستانی اومد و شد قهرمان لیگ برتر و اومد و آرزوی مردم خوزستان رو برآورده کرد و مردم خوزستان هم خوش به حالشون بود که قراره بازیهای آسیایی رو تو اهواز شاهدشون باشن ولی جدا از ایمکه این بازیها تو اهواز برگزار نمیشه بدلیل خراب بودن و بازسازی زمین از شانس بد فولاد مدیر مجموعه ی ورزشی آزادی هم با قبول کردن فولاد مخالفت کرده و این زمین رو در اختیار فولاد قرار نداد .

به راستی فرق بین تیم های شهرستانی و تهرانی در چیست؟ شاید هم تیم های شهرستانی ایرانی نیستند! و شاید هم حق استفاده از این زمین رو ندارند و این زمین اختصاصیه یعنی مال پرسپولیس و استقلاله که براشون پول بیشتری رو به ارمغان میاره!


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 و ساعت 12:59
احمدی نژاد باید بیاید 

مثل اینکه مطلب حاج محمود ما بدجوری به مزاق عادل بد اومده و یه جورای مطلب ما رو کوبنده خوب برای چی نباید بیاد بخاطر اینکه تو یه ویدیو کنفرانس برنامه هاشو پخش کنن واقعا جل الخالق که هیئت دولت بخاطر امنیت نتونه بیاد استانی رو که قلب اقتصاد کشور است.

خوزستان به سفر احمدی نژاد به چندین و چند دلیل احتیاج داره که در زیر براتون می نویسم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 و ساعت 14:38
آزادی آبرو داری می کند 
بالاخره بعد از ماهها کش و قوس و این در و اون در زدن آزادی که زمان ساختش مردم مسخره اش می کردند و مدام به ساختش ایراد می گرفتند شد زمینی که مسابقات جام باشگاه های آسیا که قراره فولاد خوزستان قهرمان بی زمین از میهمانان آسیاییش میهمانی کنه!
ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 و ساعت 12:5
لازم بود بنویسم 
یادمه تو یه مطلبی خوندم که سفرهای احمدی نژاد باعث دلگرمی مردم اون استان میشه ولی به نظر شما الان کدوم استان بیشتر از همه احتیاج به دلگرمی داره فکر کنم همه بدونن که خوزستان با این اتفاقات نادرش در کشور بیشتر از همه احتیاج به دلگرمی داره .

خانواده های شهداء که با این اتفاقات هر روز آمارشون بیشتر از قبل میشه تو خوزستان از یه طرف و بعضی جاها هم شنیده شده که وهابیت هر روز داره بیشتر از دیروز میشه بمب گذاری ها مال باختگان و... اینا همشون احتیاج به دلگرمی دارن ولی از طرف کی و با کدوم سفر و این سفر کی اتفاق میفته اینا همش به امنیت خوزستان و سفر حاج محمود برمی گرده.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در دوشنبه دهم بهمن 1384 و ساعت 0:37
باز هم بمب باز هم در اهواز 
باز هم در اهواز بمب گذاری شد. این بار در خیابان شهریور کیانپارس منفجر شد در یک مخروبه وقتی با ما تماس گرفتن که صدای انفجار مهیبی به گوش رسیده ما هم سریع دست به کار شدیم تا از صحت و سقم این ماجرا بااطلاع بشیم اول تماس گرفتیم فرمانداری بعداز اون با نماینده ها و آشناهایی که خونشون همون نزدیکی هاست .

قراره احمدی نژاد دوشنبه بیاد خوزستان بخاطر همین اونا اول یه بمب صوتی رو تو یه مخروبه کار گذاشته بودند بعد از اون چیزی حدود ۷۰۰ متر اونطرف تر یه بمب دیگه کار گذاشته بودند البته بمب دوم طبق شایعه های شنیده شده است.

به نظر من این گروهک های تجزیه طلب که دوست دارن خوزستان رو از ایران تجزیه کنن می خوان اعلام وجود بکنند ولی به چه صورت نمی دانند و مدام دست به انفجار می زنند.

بگذریم راستی قراره احمدی نژاد دوشنبه بیاد خوزستان ما که از این سفر خیلی می ترسیم چون هر اتفاقی امکان داره بیفته

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه هشتم بهمن 1384 و ساعت 23:18
اهواز بمب 
گریه کردن را تمام مردم خوزستان بلد شده اند کاملا با آن آشنا شده اند و از این سال(۸۴) دیگر به کلی پیر و جوان و حتی بچه های دبستانی هم با از دست دادن پدر و یا مادر و برادر و خواهر و شوهر و زن و بچه به دست ناجوانمردان اشکهایشان در چشمان معصومشان مشخص است. خیلی سخت است عزیزی را از دست دادن وقتی رفتم برای مراسم خاکسپاری داشتند خاک را چنگ می زدند داشتند صورتشان را ناخن میزدند داشتند زجحه سر می دادند چه کسی پاسخگوی آنهاست چه کسی آرامشان می کند چه کسی می تواند آرامشان کند؟چه سال نحسیست تمام نمی شود هنوز می خواهد جان بگیرد هنوز می خواهد بکشد از اول امسال هر روز شاهد یه ماجرای غم انگیز در کشور الی الخصوص خوزستان و اهواز هستیم. نمی دانم آیا مردم امسال شادی دیده اند آیا خوشی دیده اند. نه فکر نکنم شاید هم تا آخر امسال خوشی نبینند. سال ۸۴ به روزهای پایانی رسیده ولی انگار در روزهای پایانی جان گرفته و یادش آمده که جان بگیرد.

خوزستان نم نم بارانش را شروع کرده آرام آرام می بارد گویی ابرها هم دیگر نای باریدن ندارند و از دست مسئولان خسته شده اند! گویی انگار آنها هم به این بمب گذاری های اهواز عادت کرده اند باران شدت می گیرد می خواهد خودش را در غم مردم شریک بداند سه روز است آسمان می گرید بند نمی آید آنقدر گریه می کند و بی تابی می کند نمی دانم این بار آسمان و ابرهایش چه کسی را از دست داده اند که اینقدر بی تابی می کند غروب شد آسمان قرمز قرمز است بچه های دفتر دیگر نمی خندند حالشون بد رقم گرفته پاهای قطع شده سینه ی شکفته شده خاک  کفن اشک چشم خون ناله تابوت سنگهای بزرگ قبر و چشمان گریان بچه ای که دیگر از فردا دست نوازش پدر و مادر را احساس نمی کند همه ی آنها را دیده اند برای چه بخندند برای چه؟

کودک آرام ایستاده کناری و با بچه های دیگر مشغول بازی است شاید ۳ سالش باشد گاهی می خندد و گاهی هم بهانه ی بابا را می گیرد دیگر بابا نیست که برایش پفک بخرد و ببردش پارک چه می داند از فردا دیگر بابا و مامان ندارد بهانه اش را میگیرد کمبودش را احساس می کند ولی آرام می گیرد ولی فرداها را چگونه آرام بگیرد . حق دارد پدرش است مادرش است چه کسی جای اون نوازشش کند چه کسی برایش لالای بخواند و چه کسی منتظر می ماند تا بابا از سر کار بیاید و با اون جایزه و یا پفک و بستنی شادش کند.

آه و... خدایا بریم به که بگیم اون دختر و اون پسر که عقد کردن و هزار دل بستن به همدیگر باید آنقدر گریه کند تا غش کند بریم به که بگیم آن دختر ۵ روز بود ازدواج کرده بود شوهرش کشته شد بریم به که بگیم پدری که در مشهد کار می کرد به شوق زن و بچه اش دیگر زن و بچه ای ندارد آره زن بچش اومده بودن بانک پولی رو بگیرن که بابا از مشهد فرستاده ولی دست نیرنگ و آدمکش نذاشت اونا دسترنج بابا رو بیارن خونه و امرار معاش کنن تا دستشون جلوی هر کسی دراز نباشه.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در جمعه هفتم بهمن 1384 و ساعت 20:17
قلم و حرمت آن 
اصلا من کی هستم که بخوام در رابطه با قلم و حرمت اون صحبت کنم اینو نوشتم که نظر شما رو بدونم ولی تا جایی که ما می دونیم حرمت قلم به اندازه ی که خدا هم تو قرآن کتاب ما مسلمانها و شیعیان از اون یاد می کنه

ن والقلم و ما یسطرون ( قسم به قلم و ان چه می نویسد)

چقدر باید در مورد این جمله نشست و فکر کرد تا حرمت قلم رو دونست به نظر من که هیچ وقت نمی توان حرمت قلم رو تمام و کامل نوشت و دونست منتظر نظرت شما هستم قلم و حرمتش.

|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه یکم بهمن 1384 و ساعت 21:10
شوخي با همكاران خودم 
 هفته اي كه گذشت

خوب اين هفته بد نبود يعني چون از روز چهارشنبه تعطيل بود بد نبود بالاخره تونستيم يه دو روز رو راحت بخوابيم!

خودمم تعجبم كه چطور تونستم راحت بخوابم چون يه خبرنگار هيچ وقت نمي تونه راحت بخوابه

الان ساعت 3 شبه يه دفعه مي بيني موبايل زنگ خورد با هزار زور ميايي موبايل رو بلند مي كني جانم بفرمائيد طرف نه سلام مي كنه نه عليك ميثم پاشو بيا فلان جا درگيري شده و يا فلان جا ماشين افتاده تو رودخونه و يا فلاني رفته ايستاده سر يه برج 20 طبقه مي خواد خودكشي كنه!

خوب چشم ما داريم ميايم اينم ساعت 3 شب يه خبرنگار كه هر روز تو اين استان ارزشش بيشتر ميشه و هر روز بيشتر از ديروز بهش ميرسن و اينقدر اين خبرنگاراي خوزستان كبكشون خروس مي خونه كه بعضي اوقات ميرن سر كبك رو مي برن تا قوقوليش كله ي سحر اونا رو از خواب بيدار نكنه!

خوب شوخي بسه يه چند وقتيه تصميم گرفتم با اين وبلاگ گفتني هام بگم يعني خوب بگيريد چي مي گم ديگه نميشه تو روزنامه اينا رو نوشت وگرنه تا حالا صدبار كه چه عرض كنم شايد الان ديگه كاغذ نشريه تموم شده بود از نوشته هاي ما!

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در شنبه یکم بهمن 1384 و ساعت 10:44