تبليغاتX
و اما خوزستان ...
درد دل یک خبرنگار 
 امروز عید غدیر خم است و روزی که حضرت علی (ع) بزرگ مرد شیعه جانشین و وصی حضرت محمد میشه روز بزرگیه و روز عزیزیه خیلی وقته می خوام برم سر مزار مادربزرگم نمیشه  باور نمی کنید اون آخرای سال ۸۱ بود فوت کرد درست ۲۴ برج ۱۲ خیلی دلم گرفته مجبور بودم بنویسم . با اینکه این وبلاگ اسمش مشخصه و جای اینجور صحبتا توش نیست ولی امروز رو خیلی دلم گرفته بود مجبور بودم اینو بنویسم شاید بتونم یه خورده ای خالی بشم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 و ساعت 23:34
این مطلب تیتری نداره 
 ساعت ۲ بود که سعید تماس گرفت که میثم به همراه بچه ها بیاین پائین استقبال آقای شمسایی خلاصه ما تا اومدیم یه خورده به سر ووضع نامرتب دفتر برسیم دیدیم که آقای شمسایی به همراه امید علیرضا و سعید اومدن رسیدن طبقه ی سوم .

از قضا انگار اون شمسایی که ما فکر می کردیم نبود شمسایی برکنار شده بود.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 و ساعت 16:51
کار و جوانان 
 امروزه یکی از مشکلات جوانانی که با هزار امید و آرزو میرن درس می خونن و مدرک می گیرن شغله بعد از اونو میرسه به بچه های که درس و مدرسه رو ول کردن و رفتن مکانیکی ساندویچی کفش فروشی و غیره کار کردن و مشغول کار شدن بیچاره اون دسته ای که درس نخوندن و یه جورای خودشون چوب زدن آره فردا میشن ۱۹ ساله و باید برن خدمت دیگه (خدمت مقدس سربازی).


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 و ساعت 9:6
ورزش خوزستان (پیشرفت یا پسرفت) 
 خوب این دفعه اومدم از ورزش خوزستان بنویسم و از بلاهایی که سر این عرصه تو خوزستان اومده بالاخره بعد از سالها تیم فوتبال فولاد خوزستان جام قهرمانی باشگاه های کشور رو به خوزستان آورد و ما هم کبکمون خروس می خوند که آهای اهالی ورزش و فوتبالی ها ببینید که خوزستان هنوز پرچمدار فوتبال کشوره و هنوز می تونه برای آینده حرفهای برای گفتن داشته باشه اما چه فایده حسابشو بکش فولاد که قهرمان شد و استقلال خوزستان هم پنجم ولی آیا زور نیست که خوزستان با این همه سرمایه و با این همه ثروت یک زمین مناسب ورزشی برای فوتبال نداشته باشه به خدا زور به کسی که می پرستیتش زور و زشته  بابا فولاد قراره تو جام باشگاهی آسیا شرکت کنه نکنه می خواین ببرید فولاد رو آبادان میزبانی کنه یا اینکه تو شوشتر و یا اینکه هر جا که یه زمین چمنی سبز شده !


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 و ساعت 0:39
و اما امروز  
امروز اول صبح ساعت ۶ بیدار شدم و زود اومدم نشستم پای کامپیوتر تا ببینم بچه ها کار روزنامه ی دیشب رو چطور به پایان رسوندن قشنگ شده بود انصافا قشنگ شده بود ولی این آقای سردبیر همیشه عادت داره دقیقه ی نود بیاد و بزن تو کاسه کوزه ی همه و هی مدام این صفحه و این خبر و اون خبر رو جابجا و یا بیرون از صفحه میاره و یه خبره به دلخواه خودش می ذاره تو صفحه خوب بابا آقای سردبیر خان لطفا دقیقه ی ۷۰ بیاین مطلب رو عوض کنید نه تو وقته اضافه یا دقیقه ی ۹۰ به خدا مردیم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 و ساعت 13:22
امروز عجب روزی بود 
خوب امروز اول صبح بلند شدیم بیام بشینیم سر کار روزنامه و بند و بساطش طرفای ساعت ۳۰/۱۰ بود که سعید تماس گرفت گفت برو آب و برق یه آگهی داریم بگیرش بیا برای فردا کارش کنیم جونم براتون بگه ما هم صبحانه نخورده ولی پول صبحانه رو داده بودیم بچه ها و شکم خالی به راه افتادیم.  


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط میثم حلالی نصب در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 و ساعت 8:0